أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

200

قانون ( فارسى )

تراكمش چون عسل بىموم است و خوشبوى و رنگش به زردى مايل است . اگر سياه‌رنگ يا خاكسترى رنگ باشد نوع خوب نيست . بعضى از اين صمغ در سيلان به مر مىماند . گاهى در اين صمغ تقلب مىكنند . روغن و عسل را در آن قاطى كنند و در آفتاب مىگذارند و بعدا مىفشرند و افشره را بجاى صمغ اصطرك قالب كنند . مزاج : در اول گرم و در دوم خشك است . خاصيت : رساننده ، بسيار نرم‌كننده ، گرمىبخش ، تحليل‌برنده است ، دودش همانند دود كندر است و نوعى تخدير هم دارد . در شام روغن از آن گيرند و اين روغن ملينى قوى است . ورم و جوش : سختيهاى گوشت را نرم كند ، با بعضى از مرهمها قاطى مىكنند و بر جوشهاى تر و خشك مىمالند . زخم و قرحه : بر گرى تر و خشك ماليده شود بسيار داروى خوبى است . مفاصل : اندامان را توان بخشد ، تناولى يا ماليدنى باشد درهم ترنجيدن مفاصل را خوب كند و يكى از داروهاى رفع خستگى است . سر : بخار تر و خشك آن نزله‌ها را قطع كند و بهترين علاج زكام است . در ميعه و بويژه در روغنش نيروى بيهوش‌كننده ( خواب گران ) است . سينه : از سرفهء هميشگى و بلغم و گلودرد مفيد است . صداگرفتگى را از بين ببرد و گلو را بسيار نرم كند . اندامان غذا : به هضم كمك مىكند . اندامان دفعى : ملين شكم است . تناول شود يا بردارند بول و حيض را راه اندازد و سختى زهدان را نرم مىنمايد . ميعهء خشك قبض است . يك مثقال از ميعهء سيّال يا ميعهء خشك با يك مثقال انگم درخت بادام مخلوط باشد و بخورند بلغم لزج را بدون هيچ آزارى بيرون راند . جانشين : خايهء سگ آبى و دوچندان روغن ياسمن كار او را انجام مىدهد . لازورد ( لاجورد ) : قوتش همان قوت صمغ گياه بدران است و كمى از آن ضعيف‌تر است . مزاج : در دوم گرم و در سوم خشك است . خاصيت : گزنده ، گنداننده ، زداينده همراه تندى و كمى گيرندگى . مىسوزاند و قرحه آورد . آرايش : زگيلها را برمىكند . چشم : چنان كه گويند رويشگاه موى مژه را به بهترين حالت درمىآورد و موى مژه را زياد مىكند . كه اين از ويژگيهاى لاجورد است . بعضى گويند سبب اين است كه لاجورد خلطهاى بد ضد رويش موى مژه را از بين مىبرد و موهاى مژه بىهيچ مانعى سر برآرند . سينه : درمان نفس‌بريدگى ناشى از خستگى است . اندامان دفعى : بخورند يا بردارند ريزشى ملايم به بول دهد ، مواد سودايى را و هرآنچه با خون آميخته و غليظ است بيرون ريزد . داروى درد گرده است . مقدار تناولى لاجورد تا چهار ( كرم ) است و اگر با داروهاى ديگر باشد تا يك درهم تجويز شده است . لك ( لاك ) : پولس گويد : لاك شيرهء گياهى است كه به مر شبيه است . لاك بوى خوش دارد و بايد در استعمال آن مواظب باشند . بعضى راجع به لاك اشتباه كرده‌اند كه گفته‌اند كهرباست . و بعضى گويند لاك غير كهرباست . اما در بسيار از حالات تأثير كهربا دارد . آرايش : بسيار لاغركننده است . نفس‌كش : از تپش قلب مفيد است . اندامان غذا : تقويت كبد كند در علاج يرقان و استسقا و درد كبد سودمند است . لاعيه ( لبانه ؟ ) : درختچه‌اى است در دامنهء بلنديها رويد گلش بويى خوش و سبك دارد و زنبور عسل بدان مايل است و از آن مىمكد - به گمانم اين همان درختچه باشد كه آن را « فراوه » و « بوسنج الترياق » نيز