أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

193

قانون ( فارسى )

گروهى گفته‌اند همه انواع كرفس با معده سازگار است . و روفس فرمايد چنين نيست . بلكه رطوبتهاى گرم و بد براى معده به ارمغان آورد . خوردن كرفس خام خوب نيست زيرا بسيار در معده ماندگار است و دل‌بهم آمدن در پى دارد . كرفس رومى براى معده از ساير انواع كرفس خوب‌تر است . جالينوس فرمايد : بهتر آن است كرفس را با كاهو خورند كه سردى كاهو را سرحال آرد . همو فرمايد خوردنش بعد از غذا باشد سازگارتر است . تخم كرفس در علاج استسقا مفيد است ، كبد را مىپالايد و گرم مىنمايد . اندامان راننده : بول و حيض را راه اندازد . براى زن باردار خوب نيست . زن كرفس را بردارد بچه مىاندازد . همه نوعهاى كرفس و همه اجزاء كرفس از تخم تا برگ و غيره براى پالايش كليه و مثانه و زهدان سودمند است . تخم و برگش مسهل نيستند ولى بيخش شكم را نرم مىكند . كرفس كوهى سنگ را خرد مىكند . هر نوع كرفس و بويژه سمرنيون بيابانى از عسر بول رهايى دهد ، بچه‌دان را بيرون آورد . اگر هميشه كرفس خورند و عادت هميشگى شود رطوبتى سوزناك در زهدان پديد آيد . بعضى گفته‌اند : كرفس شهوت‌انگيز است و گويند نبايد زن شيرده كرفس بخورد . زيرا شهوت جنسى بر او غالب آيد و شيرش به تباهى گرايد . ( ديو شهوت بگيردش دامن ) . كرفس رومى در علاج قولون و مثانه و كليه مفيد است و بادكردگى پيزى را فرونشاند . و خوردن آبش براى استسقا خوب دارويى است . تبها : در تبهاى هر روزى نافع است . زهرها : بيخ سمرنيون بيابانى بخورند پادزهر حشرات است . كرفس كاشتنى را با بيخش بپزند و بخورند پادزهر سم است و گزند حشرات را دفع مىنمايد . و گزند مردار سنگ را از بين مىبرد . اين دارو را با داروهاى تركيبى پادزهرها قاطى مىكنند . كسى كه سم خورده اگر آش كرفس و عدس بخورد قى مىكند و سم را بيرون دهد . كسى كه كرفس خورده اگر به نيش عقرب گرفتار آيد كارش دشوار است . كليه ( گرده ) : كه نياز به معرفى ندارد . گزينش : گردهء بزغاله از ساير گرده‌ها غذايىتر است . مزاج : معتدل است و به خشكى گرايش دارد . خاصيت : خلط گرده خوب نيست و از همه بهتر خلط گردهء بزغاله است . اندامان غذا : ديرهضم و سخت است و به كندى سرازير مىشود . كرش ( سيرابى ) : خاصيت : كم‌غذا و بدكيموس است و هرچه در درون به آن شبيه است با اينكه زودهضم باشد همين است . و با اين‌همه سيرابى از شش غذايىتر است . اما اگر شكم پرندگان هضم شود و بويژه شكم مرغ و غاز غذاى خوب مىدهد . در هرحال سيرابى ديرهضم است . كبد - جگر : خاصيت : خوردن جگر خون غليظ بوجود آورد . بهترينش جگر اردك و مرغ خانگى است كه فربه باشند . سر : جگر بز و بويژه بز نر راز صرع را فاش كند . مصروع بخورد صرعش مىگيرد . جگر وزغ را بر دندان دردمند و كرم‌خورده گذارند درد تسكين يابد . چشم : اگر شبكوران آب جگر بز را تنها يا با فلفل بخورند يا در چشم كشند ، يا جگر بز را بر آتش نهند و دودش به چشم رود بسيار سود مىبينند . اندامان غذا : جگر گرگ همه بيماريهاى كبد را بر طرف مىنمايد . جالينوس فرمايد : اما من جگر گرگ را