أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
18
قانون ( فارسى )
شرط چهارم : بايد قوت داروهاى علاجى با قوت بيمارى برابر و متعادل آيد ، مثلا اگر گرمى يكى از داروها كمتر از آن سردى است كه در بيمار موجود است و سبب بيمارى شده است ، در اين حالت دارو در بر طرف كردن سردى مؤثر نخواهد بود . در اين صورت بايد چنين دارويى در برودت كمتر تأثير كامل نمايد ، پس بهتر آن است كه نخست دارو را بر حالتى ناتوانتر از آن آزمود و بتدريج بر قوىتر از آن تجربه كرد ، و همينطور در بالاتر و بالاتر آزمايش نمود تا به چگونگى اثر آن پى برد . و با اشكالى مواجه نشد . شرط پنجم : بايد زمانى را كه دارو اثر درمانى خود را ظاهر مىسازد در نظر داشت . اگر دارو بيدرنگ اثر بخشيد معلوم مىشود كه اين تأثير از ذات دارو است و دارو خودبهخود اثر مثبت مىبخشد . اما چنانچه تأثير آن به تأخير افتاد و اثر درمانى آن بعدا ظاهر شد و يا اينكه در اولين مرحلهء استعمال تأثيرى بخشيد اما بعد بر خلاف آن عمل كرد ، حتما در شناسايى حقيقت قوت دارو با اشكالاتى روبهرو هستيم . در اين حالت شايد تأثير دارو بطور غير مستقيم بوده است ، يعنى در مرحلهء اول تأثيرى كه كرده است بر ما معلوم نيست و آنچه بعدا به ظهور پيوسته به وسيلهء آن عمل غير آنى بوده است [ يعنى بطور غير مستقيم اثر نموده است ] اگر دارو بعد از رسيدن به اندام مورد نظر اثرش نمايان شد حدس مىزنيم كه تأثير از ذات دارو نيست و از عرض است ، اما اگر قبل از جدا شدن از اندام ، تأثير بخشيد و بعد از جدا شدن همچنان تأثيربخش ماند ، تأثير آن ذاتى است و عرضى در كار نيست [ تأخير افتادن صحت بيمارى از هنگام تجويز دارو دليل بر آن است كه تأثير دارو بطور غير مستقيم است ] اين نظريه در اكثر موارد صادق است . به نظر من رضايتبخش است ، و گاهى اتفاق مىافتد كه برخى از اجسام ابتدا به وسيلهء تأثير غير مستقيم اثر مىبخشند و بعدا اثر ذاتى خود را نشان مىدهند و اين در حالتى است كه يك عامل خارجى قوى بر قواى آنها اثر گذاشته باشد كه بيشتر از مزاج طبيعى آن اجسام است : مثلا آب گرم در اولين وهله گرمىبخش است ، اما در روز دوم يا در مرحلهء دوم تأثير عرضى آن از بين مىرود و سردىبخش مىشود ، زيرا اجزاى بازمانده در آن ، به حالت طبيعى خود برمىگردند و بديهى است كه حالت طبيعى آب سردى بخشيدن است . شرط ششم : بايد مستمر بودن تأثير دارو يا تأثيربخشى درازمدت آن مورد نظر باشد . زيرا اگر اثر آن اصلى و از منشأ است از بين نمىرود يا زياد مىپايد و در غير اين صورت معلوم مىشود كه تأثير آن عرضى است . شرط هفتم : [ بايد دارو را بر تن آدمى آزمود ] براى شناسايى چگونگى و تأثير قوهء دارو ، شرط است كه آن را بر تن آدمى آزمود و آنگاه حكم كرد . چهبسا ممكن است كه دارو بر بدن جانورى غير انسان تجربه شود و نتيجهاى بدهد ، درصورتىكه بر بدن آدمى نتيجهء مخالف آن بدست آيد .