أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

179

قانون ( فارسى )

نشده‌اند از قبيل : گونه‌اى از گوش موش و تيره‌اى از لبلاب ( عشقه ) خرفهء بيابانى و غيره . اما كلمهء يتوع به تنهايى شيرهء چشميزك را مىرساند و به عقيده من پادزهر فراوى و پوشنگه همان شيرهء چشميزك باشند . همچنين اطباء گفته‌اند يتوع هفت گونه است و يكى از آنها را يتوع نر مىدانند و آن را حاناقياس ؟ ناميده‌اند و آن شش نوع ديگر را مادينه دانند . قوىترين يتوع از اين يتوعات ششگانه به آس شباهت دارد و آن را - مورطيطاس - گويند . دوم شيرهء گياهى است كه در سنگلاخها رويد و ثمرى شبيه به خيار دارد و آن را ( قورياساس ) نامند . قورياساس به معنى « سروى » است يعنى منتسب به سرو . سوم ( قارالتوس ) ساحلى - مىنامند . زيرا گياهش در كرانه‌هاى دريا رويد و گاهى آن را ( قارالتوس ) دريايى هم گويند . چهارم يتوعى است كه ( قوقبيس ) نام دارد . و همچنين گفته‌اند : قوىترين يتوع نوع نرينهء نامبرده است كه شناسنامه‌اش از اين قرار است : شاخه‌هايش از يك ذرع درازتر و رنگش مايل به سرخى و پر از شير است . شاخه‌هايش شبيه شاخهء درخت زيتون است . شير ميان شاخه‌ها سفيدرنگ و زبان‌بر است . برگهايش كه بر شاخه رسته به برگ زيتون مىماند و از برگ زيتون درازتر و باريكتر است . بيخ آن زبر و ستبر است . از هر شاخه‌اى پنج جوانه جدا مىشود كه به شاخهء گورگياه مىمانند . در اطراف شاخه‌ها شكوفه‌مانندهايى است كه گويى مايل به گودى هستند و همانند شكوفه‌گاه تيره‌اى از گورگياه مىباشند . ثمرش در اين شكوفه‌ها قرار دارد . رستنگاه اين گياه زمينهاى زبر و كوهستانى است . تناول مقدار دو ( ابولوس ) از شيرهء اين گياه بلغم را به بيرون ريزش دهد . نوع مادينهء اين گياه را جوزى ( گردويى ) گويند . كه تا اندازه‌اى به ( حشيشة الغار ) « 1 » شبيه است . اما از آن بزرگتر و قويتر و سفيدتر است . برگ قسم مادينه به برگ آس شبيه و از برگ آس بزرگتر است - لبهء برگها تيز و خاردار است . ساقه‌هاى آن از بيخ برخاسته و به درازى يك وجب مىباشند . ثمر دادن اين گياه يك سال در ميان است يعنى سالى ثمرش بسيار و سالى ديگر اندك است . ثمرش به اندازهء گردوى كوچك است . و همانند گردو اندكى مزهء زبان گز دارد . اين نوع نيز در زمينهاى سخت مىرويد و برگش بدبو است . بيخ و برگ و ثمر و طرز چيدن و نگه داشتن اين نوع تماما همانند نوع اولى است ولى اولى شدت بيشتر دارد . اما گياه يتوعى كه به دريايى مشهور است و آن را خشخاشى هم گفته‌اند ، شاخه‌هاى يك‌وجبى و مايل به سرخرنگى دارد . شاخه‌ها راست ايستاده و پنج يا شش عدد مىباشند . برگها كه بر شاخه‌هاست ريز و باريك و كمى درازند و به برگ كتان مىمانند و سر برگها دوپره است . در اطراف شاخه‌ها شكوفه‌هاى انبوه و برهم‌آمده و گرد ( مستدير ) بسيار است و ثمر در آنها قرار دارد . گلش سفيد است . ثمرش به گاودانه مىماند . ساقه‌ها پهلوبه‌پهلو از بيخ سر برمىزنند - همه اجزاء اين گياه از سر تا بيخ پر از شير است . به كار بردن و نگهداشتن اين نوع نيز همان دستور دو گياه پيشين است . و همچنين گويند گياه شيره‌دارى ديگر هست كه آن را ( مشمس ) آفتاب‌پرست گويند و با آفتاب مىگردد . برگش به برگ خرفه شبيه و از آن باريكتر و مدورتر است . چهار يا پنج ساقه به درازى تقريبا يك وجب از يك بيخ سر برآورده‌اند . ساقه‌ها باريك و سرخرنگ ، و پر از شير و شيرشان بسيار است . تاج گلهايش به تاج گل شبت شبيه و دانه‌هايش تو گويى برگهاى ريز هستند . همه

--> ( 1 ) - حشيشة الغار نوشته شده . ليكن حتما حشيشة الغار است كه آن را علف موش گويند .