أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

177

قانون ( فارسى )

آن را به منظور دارويى نگه مىدارند . ولى از همه بيخها قطره بدست نمىآيد و در هر حال افشره از قطرهء تراوشى قوىتر است و اين نتيجه از آزمايش بدست آمده است . بعضيها گويند : نوعى ديگر از مهرگياه هست كه در سايه نشو و نما مىكند و برگش شبيه برگ مهرگياه سفيد است ليكن از آن كوچكتر است و درازى برگش كه سفيدرنگ است يك وجب است و از بيخ نزديك است و بيخش نرم و سفيد است و درازى بيخ از يك وجب بيشتر است و ستبرى آن به اندازهء انگشت شست است . مزاج : در سوم سرد و تا سوم خشك است و برخى پنداشته‌اند كه كمى گرمى دارد . بيخش بسيار خشكاننده است و پوست بيخش از بيخ ناتوانتر است . برگش تر يا خشكيده استعمال شود مفيد است . اين مجموعه برگها خودبخود داراى رطوبت هستند . خاصيت : مخدر است . هم افشره‌اش مخدر است و هم قطرهء تراوشى . ولى افشره در اين زمينه از قطره قوىتر است . اگر بخواهند اندام كسى را قطع كنند مقدار سه ابولوس از افشرهء آن را در شربتى به بيمار بخورانند به خواب مىرود . گويند اگر عاج را مدت سه ساعت با بيخ يبروح در آب بجوشانند عاج نرم مىشود و به آسانى مىتوان آن را در صنعت به كار برد . آرايش : لكهء سياه پوست را مدت يك هفته با برگ آن و بويژه با برگ سبز و شاداب آن ماساژ دهند بدون زخم كردن خوب مىشود . شيرهء مهرگياه لكه‌هاى سياه و سفيد پوست را بدون سوزش و گزش برمىدارد . ورم و جوش : علاج دملهاى سخت و دملهاى درونى و خنازير است . و اگر بيخ را بكوبند و نرم بسايند و با سركه بياميزند و بر جوش و جمره ( اخگر ) مالند خوب مىشوند . مفاصل : بيخش كه با قاوت باشد و ضماد شود درد مفاصل را از بين مىبرد و شايد در معالجهء واريس هم نافع باشد . سر : چرت‌آور « 1 » و خواب‌آور است . اگر در شراب ريزند بسيار مستى مىدهد . اگر در مقعد شياف كنند مىخوابند . بو كردنش خواب مىآورد . كه اين خاصيت از آن نوع سفيد برگ بىساقه است كه آن را نرينه گويند . زياد استعمال كردن و بو كردن مهرگياه ممكن است به سكته كردن بينجامد و بويژه آنچه برگش سفيد است اين خاصيت را بيشتر دارد . و ممكن است از يبروح شربتى سازند كه مرض بيخوابى را از بين ببرد . عمل شربت به قرار زير است : سه من از پوست بيخ مهرگياه با يك ( مطريطوس ) شراب شيرين قاطى كنند و سه ( قوانوس ) از آن بنوشند . اگر پوست بيخ مهرگياه را در شراب بجوشانند تا نيرويى كه دارد به شراب منتقل شود كمى از آن خواب‌آور است و اگر بخواهند كه به خواب گران‌تر فرو روند بيشتر بخورند . بعضى از طبيبان براى اينكه خواب‌زدهء مهرگياه را هشيار سازند بيمار را در آب بسيار سرد مىنشانند به هوش مىآيد . كه به عقيدهء من در اين حالت حرارت در جسم مريض جمع مىشود . مهرگياه حس انسان را كند مىكند . براى داغ كردن يا ختنه كردن يا دريدن اعضايى اگر بخورد بيمار دهند تخدير مىشود و به خواب گران فرو رود و در حين عمليات احساس درد نمىكند . اگر كسى يك مثقال از بيخ نوع سوم مهرگياه كه ذكر شد تنها يا با قاوت يا با نان يا همراه آش بخورد گيج و منگ مىشود و به خواب مىرود و تا سه يا چهار ساعت به خود نمىآيد و هيچ احساسى نمىكند . و اگر ناگزير باشيم كه يكى از اندامان شخصى را قطع كنيم - از پوست مهرگياه بدون گرماى

--> ( 1 ) - در كتاب سبات و نوم آمده . سبات يعنى اول خواب و چرت زدن . امّا در اصطلاح پزشكى نوعى بيمارى است كه شخص هميشه خواب‌آلود است و تقريبا در حال نيمه‌هشيارى بسر مىبرد . ( ه . )