أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

165

قانون ( فارسى )

چنان كه گويند در علاج سنگ آبدان و قطع كردن خونريزى از پيزى مفيد است . حجر الاسفنج ( سنگ اسپنگ ) : سنگى است كه در اندرون ابر مرده يافت شود . و در خرد كردن سنگ گرده سودمند است . حجر اللبن ( سنگ شير ) : سنگى است كه اگر با آب سايند مايعى مىتراود كه به شير مىماند . خاكسترىرنگ است و مزهء شيرين دارد . در آب مىسايند و گداخته‌اش در قوطى قلعى نگهدارى مىشود . مزاج : معتدل است . ورم و جوش : در سرآغاز پيدايش دمل بددوايى نيست . اما وقتى دمل به مرحله‌اى نهايى مىرسد چندان اثر ندارد كه آن را به كلى خوب نمايد . چشم : سائيده‌اش با آب در چشم كشند مانع وارد شدن مواد تباه به چشم گردد و قرحه‌هاى چشم را شفا دهد . حجر الرحى ( سنگ آسيا ، سنگ پاشويه ) : اين سنگ را در آتش گذارند تا گرم شود و سركه بر آن ريزند . بخارى كه از آن برخيزد ، خونريزى و ورمهاى گرم را منع كند . حجر المسن ( سنگ كارد ، فسان ) : سائيده‌اش را بر پستان و خايه مالند مانع بزرگ شدن مىشود . و ورم گرم پستان را فرو نشاند . حجر العاجى ( شكر سنگ ) : خاصيت : زداينده و خشكاننده ، و بازدارندهء خون است . خونريزى زخم و قرحه را بند آورد . حجر عسلى : سائيده‌اش بسيار شيرين‌مزه است و هم كنشهاى سنگ شير را دارد و در نيرو با شادنه برابر است . تا اندازه‌اى گرمى هم دارد و از داروهاى شمرده شده است . حجر القمر : سنگى است سبك‌وزن كه در عربستان يافت مىشود و در مدت افزايش ماه آن را بدست مىآورند علاوه بر حجر القمر - تفوى ماه و كف ماه هم ناميده شده است . خاصيت : گويند اگر بر درخت آويزان كنند درخت بر دهد . سر : داروى صرع است . و آن را چون تعويذ بر مصروع آويزند . حجر اسميطوس : اين سنگ كنش شادنه دارد و از آن ناتوان‌تر است . حجر حبشى ( سنگ ياسم ) : سنگى است كه ره‌آورد سرزمين حبشه است . رنگش مايل به زردى است . سائيده‌اش زبان گز است و به شير شباهت دارد . چشم : اگر چشم آماس و ورم نداشته باشد در بر طرف كردن تم چشم مفيد است . اثر قرحهء چشم را مىزدايد و ناخنهء نرم را دوا كند .