أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

139

قانون ( فارسى )

است . مفاصل : در مداواى ورم ماهيچه سودمند است . سر : خشك و ترش داروى قرحه‌هاى سر هستند . چشم : دود زفت رويشگاه مژه‌ها را استوار كند و در رويش مژه كمك مىنمايد . و بيمارى ( دمعه ) را شفا دهد و قرحهء چشم را بر طرف سازد و ديد را تقويت كند . سينه : زفت و بويژه اگر همراه بادام و شكر باشد در معالجهء سرفهء سرد و خشك ، ذات الجنب ، ذات الريه ، برآوردن خون ، مفيد است . زفت رساننده است و اگر با روغن بادام باشد پخته گرداننده‌تر شود . زفت تنها تنقيه‌كنندگى آن بيش از پزانندگى است . و اگر با شكر باشد پزانندگى بيش از تنقيه است . زفت و شكر مانع خون برآوردن است و اگر مقدار يك اوقيه و نيم زفت را با عسل آميزند و بليسند تراويدن ريم را از تن علاج كند . با زفت تر كام را بيندايند داروى خفگى - خوانيق - است . اندامان دفعى : ملين است و زيادش مسهل . در علاج ورم گرم و سخت روده و زهدان و خايه‌ها حقنه بدان سودمند است . و از داروهاى زخم دهانهء مثانه بشمار مىآيد . تركهاى كنار پيزى را زفت بمالند خوب مىشود . زهرها : در برابر زهرها مقاومت مىكند . و بر مارگزيده مالند مفيد است . زعفران : همه كس مىشناسد . گزينش : بهترينش زعفرانى است كه تر و تازه و خوشرنگ و داراى بوى تند و خوش باشد . بر موى برگ آن اندكى سپيدى باشد . پرمايه و درست باشد . زود رنگ دهد ، چسبنده نباشد و خرد نگشته باشد . مزاج : در اول خشك و در دوم گرم است . خاصيت : قبض ، گدازنده ، و بسبب قبوضيتى كه دارد پزاننده است . چسبنده است و گرماى معتدل دارد و بازكننده است . جالينوس فرمايد : حرارتش از قبوضيتش قوىتر است . و روغنش گرمى دهد . خوزى گويد : زعفران به هيچ وجه غلظت را تغيير نخواهد داد . بلكه آن را در حال خشكى نگه مىدارد . عفونت را مىزدايد و تقويت درون كند . آرايش : خوردن زعفران رنگ و رو را صفا دهد . دمل و جوش : ورم را مىگدازد ، بر باد سرخ مالند مفيد است . سر : سردرد آورد . زيان به سر مىرساند ، اگر با سيكى بخورند خمارى از سر ببرد . خواب‌آور است و مايهء تيرگى حواس است . شراب با زعفران مستىآورى است كه حركت را سلب مىنمايد . زعفران داروى ورم گرم داخل گوش است . چشم : ديده را جلا دهد . اشك‌ريزى را منع كند . تيرگى چشم را بر طرف كند . با به چشم كشيدنش كبودى چشم كه از بيماريها پيدا شده علاج شود . سينه : شادىافزا و توانبخش قلب است . بيمارانى كه از التهاب حجاب حاجز و پيچش شكم رنج مىبرند زعفران يا روغن آن را بوى كنند به خواب روند و نفس روان شود و ابزار تنفسى را نيرو بخشد . اندامان غذا : دل‌بهم‌آور است . مخالف ترشى است كه اشتها را در معده برانگيزد و ازاين‌رو زعفران اشتها را از بين مىبرد . و ليكن با حرارتى كه دارد كبد و معده را تقويت كند . و معده را دباغ دهد و قبض گرداند . بعضى گويند زعفران براى طحال خوب است . اندامان دفعى : شهوت‌انگيز است . ادرار بول كند . زعفران را با موم يا زردهء تخم‌مرغ و دوچندان روغن زيتون قاطى كنند در علاج سخت شدن زهدان و بهم آمدن دهانهء آن و قرحه‌هاى پليد زهدان نافع است . شخصى گفته است : زعفران را به زنى دادم كه در بچه آوردن به زحمت و درد افتاده بود فورا زاييد . زهرها : گويند اگر سه مثقال زعفران را يك مرتبه بخورند از شادى سكته كنند و مىميرند . جانشين : هموزنش كوشنه و يك‌چهارم وزنش پوست دارچين ختايى است .