أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
فهرست و مقدمه 74
قانون ( فارسى )
« . . . مرا در بيمارستان مظفرى شيراز جزو پزشكان و كحالان قرار دادند و پس از آنكه در چهارده سالگى پدر من درگذشت ، من ده سال بر اين حال ماندم . انگيزه قوى داشتم كه چون آنها نباشم و در اين راه به غايت قصوى و درجهء عالى برسم . پس آغاز به تحصيل كردم و " كليات قانون " را پيش عمويم سلطان حكما و مقتداى فضلا كمال الدين ابو الخير بن مصلح كازرونى خواندم . آنگاه خدمت شمس الدين محمد بن احمد كيشى ، حكيم و شيخ كامل شرف الدين زكى بوشكانى رسيدم ، اين استادان به تدريس كتاب مزبور و تميز مغز از پوست آن و حل مشكلات و كشف معضلات آن معروف بودند . و ليكن بسبب آنكه اين كتاب ، دشوارترين كتابى است كه در اين فن پرداخته شده و فهم و درك آن سخت است و بر لطايف حكمى و دقايق علمى و نكات قريب و اسرار عجيب شامل است كه اذهان ابناء روزگاران از ادراك آن ناتوان و حيران و پاى همت آنان از رسيدن بذروهء كمال آن كوتاه بود ، زيرا اين كتاب غايت و نهايت آراء و افكار متقدمان است و حاوى بهترين و باريكترين نكاتى است كه متأخران دريافتهاند ، ازاينرو يكى از آنها را نديدم كه از عهدهء فهم همهء كتاب برآيد . اما شرحى هم كه امام فخر الدين رازى كرده است كه به دست من رسيد ، مشكلى را نگشود ، زيرا او به جاى شرح همهء كتاب ، برخى از آن را جرح كرده است و همچنين از شرحهاى امام " قطب الدين مصرى " و " افضل الدين خونجى " و " رفيع الدين گيلانى " و " نجم الدين نخجوانى " سودى نبردم . زيرا اين جمله چيزى بر شرح امام فخر رازى نيفزودهاند كه مورد توجه باشد ، بلكه آنچه او گفته دربارهء آن سخن گفتهاند . و از آنچه او سخن به ميان نياورده دم نزدهاند . بههرحال هرچه آنها گفتهاند چيز كمى است و ارزشى چندان ندارد . پس از اين متوجه مدينهء دانش و حكمت شدم ، و به حضرت والاى فيلسوف استاد خود نصير الدين ( خواجه نصير الدين طوسى ) شدم . . . تا برخى از مشكلاتم حل شد ، و ليكن برخى از آنها همچنان باقى ماند ، زيرا در شناخت اين كتاب تنها احاطه به قواعد حكمى كافى نيست ، بلكه لازم است شخص خود ، طبيب نفس باشد و تجربه بكند و در تعديل مزاج موافق قانون علاج بكوشد .