أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
فهرست و مقدمه 64
قانون ( فارسى )
رئيس اين بيمارستان ، ادامه داشته است . « 1 » تأسيس بيمارستان در ايران پس از اسلام امرى شايع بود ، با اين همه آگاهى ما از نخستين بيمارستان اين دوران اندك و تعيين تاريخ تأسيس آنها دشوار است ، زيرا اينگونه مؤسسات احتمالا در آغاز كوچك و كماهميت بودهاند و سپس گسترش و اعتبار يافتهاند . چنانكه بيمارستان مشهور رى را - كه رازى چندگاهى رياست آن را بر عهده داشت - به استناد آثار و قرائن تاريخى و جغرافيايى مىتوان از روزگار پيش از اسلام شمرد ، اما نمىتوان تاريخى تعيين كرد . در زرنگ ( زرنج ) سيستان نيز بيمارستانى بود كه عمرو بن ليث صفارى بازارى در كنار آن ساخت و قسمتى از درآمد آن را وقف بيمارستان كرد . به نظر مىرسد اين دو ، كهنترين بيمارستانهاى ايران پس از اسلام بودهاند . پس از آن مىتوان از بيمارستان عضدى شيراز ياد كرد كه به دست عضد الدولهء ديلمى پىافكنده شد . در همان روزگار ، در اصفهان نيز بيمارستانى معتبر وجود داشت كه ابن مندويهء اصفهانى ، از پزشكان معروف سدهء چهارم هجرى ، در آن طبابت مىكرد . « 2 » در همين ايام ، در ترمذ بيمارستانى با اوقاف مخصوص ، به همت ابو الحسن محمد بن حسن بنا شد . در فيروزآباد فارس هم بيمارستان معتبرى وجود داشته كه ابن بلخى از آن ياد كرده است . در سدهء پنجم هجرى نيز بيمارستانهاى بسيارى در شهرهاى ايران داير بوده كه از برخى از آنها آگاهىهايى در دست است . از جمله مهمترين آنها ، بيمارستانى است كه خواجه نظام الملك در نيشابور ساخت كه گفتهاند روزى هزار دينار در آنجا از محل صدقات هزينه مىشد . بزرگترين بيمارستان ايران در سدههاى هفتم و هشتم را رشيد الدين فضل اللّه همدانى ، وزير غازان خان در تبريز ، در ربع رشيدى ساخت كه شامل بخشهاى متعدد درمانى ، داروخانه ، مسكن پزشكان و كارمندان بود و در وقفنامهاى كه براى آن نوشت ، مقرر كرد كه پزشك بيمارستان در همانجا به آموزش پزشكى هم مشغول شود . رشيد الدين در اين بيمارستان گروهى پزشك ماهر از بلاد اسلامى گرد آورد و براى هريك از آنها دانشجويى به دستيارى برگزيد . علىرغم اين كوششهاى گسترده به نظر مىرسد كه از آن پس اندكاندك
--> ( 1 ) . C . Elgood , op . cit . , p . 173 . ( 2 ) . عباس اقبال آشتيانى ، مجموعه مقالات عباس اقبال آشتيانى ، بخش 1 ، گردآورى و تدوين : محمد دبيرسياقى ، هران ، 1369 ، ص 216 ، على بن يوسف قفطى ، ص 9 - 158 ؛ ابن نديم ، همان ، ص 355 ؛ M . Dunolop , Arab Civilization to 1500 A . D . , London 1971 , p . 219 .