أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

498

قانون ( فارسى )

فصل بيست و سوم - توقف تخليه تخليه را به چند روش مىتوان متوقف كرد : 1 - از طريق انحراف راه تخليه بدون اينكه تخليه ديگرى روى دهد « 321 » . 2 - از راه انحراف راه تخليه كه همراه تخليه باشد . 3 - حبس كردن تخليه بكمك خود تخليه « 322 » . 4 - بوسيله داروهاى سردىبخش يا چسبندگىبخش يا گيرنده يا داغ‌كننده . 5 - بوسيله فشار از طريق بستن ( باندپيچى ) . مثال : 1 - بند آمدن تخليه بوسيله كشش و بدون تخليه مانند گذاشتن حجامت بر پستان به منظور جلوگيرى خونريزى زهدان . 2 - بند آمدن خون‌ريزى رحم بوسيله كشش و همراه تخليه مانند نيشتر زدن بر رگ باسليق ، بند آوردن قى بوسيله اسهال ، بند آوردن اسهال بوسيلهء قى و بند آوردن اسهال و قى بوسيله عرق كردن بيمار . 3 - بند آوردن تخليه بوسيله تخليهء ديگر مانند تصفيهء معده و روده از خلطهاى تباه و لغزنده و چسبنده بوسيله معجون يارج ( مسهل ) و مانند پاك كردن دهانهء معده بوسيلهء قى تا مادهء پايدار استفراغ‌آور قطع گردد . 4 - داروهاى سردىبخش مادهء جارى را منعقد مىكنند . و اين مواد دهانه‌ها را مسدود مىسازند و تنگ مىكنند . داروهاى گيرنده ( بندآورنده ) ماده را بند مىآورند و مجارى را در بر مىگيرند . داروهاى چسبنده ( سريشى ) در دهانهء مجارى راه‌بندانى ايجاد مىكنند . اگر اين داروهاى سريشى گرم و خشكنده باشند باز بهتر است . داروهاى داغ‌گذار جراحت خشك بوجود مىآورند كه بر مجرا مىآيد ، آن را بند مىآورد و جوش مىدهد . ليكن ممكن است جراحت خشك بركنده شود و آنگاه مجرا فراخ‌تر گردد كه در اين صورت زيان‌هائى ببار مىآورد . داروهاى داغ‌گذار دو نوع هستند : يكى از آنها داراى گيرندگى است مانند زاج و ديگرى فاقد گيرندگى است مانند نوره‌اى كه خاموش نشده است ( تاثير خود را از دست نداده است ) . اگر بخواهيم جراحت خشك باشد زاج و اگر بخواهيم آن را هرچه زودتر

--> ( 321 ) - نسخه انگليسى : « انحراف راه تخليه بدون اينكه عمل تخليه صورت گيرد » . ( 322 ) - نسخه انگليسى : « كمك به تخليه » .