أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
451
قانون ( فارسى )
است كه اول بايد رگ بزند . در حالتى كه خلطها بلغمى باشند باز بايد رگ زدن را در درجه اول منظور داشت ، بقراط صحيح فرموده است . ليكن اگر خلطها چسبنده و سرد باشند ممكن است بر اثر رگ زدن غليظتر و چسبندهتر گردند . در چنين حالتى قبلا بايد اسهال ايجاد كرد . بطور كلى اگر مقدار خلطها متناسب و برابر باشند رگ زدن از هر روش ديگرى ارجح است . هرگاه خلطى بعدها چيرگى پيدا كند و بخش اعظم خلطها از آن نوع باشد بايد بعد از رگ زدن ، تخليه انجام گيرد . اگر خلطها باهم برابر نباشند ، ابتدا رگ مىزنند تا خلطهاى زيادى بيرون بريزند و مقدار آنها برابر شود ، آنگاه اقدام به رگ زدن مىنمايند . اگر براى كسى رگ زدن الزامى باشد و شخص مزبور قبل از فصد ، دارو تناول كرده باشد ، رگ زدن وى چند روزى بتاخير افتد . كسى كه بتازگى رگ زده است و به تخليه نياز دارد بهتر آن است كه عمل تخليه را بوسيله دارو تلافى نمايد . كسى كه تب و اضطراب دارد و به رگ زدن نيازمند است بايد حتما قبل از رگ زدن به تناول دارو پناه برد ؛ چنانچه درد بوسيله داروهاى مسكن آرامش نيافت بايد آگاه بود كه قبل از تناول دارو مىبايست فصد انجام گيرد . هر امتلاء مفرط نيازمند تصفيه از طريق نيشتر زدن نيست بلكه اين امر بستگى به خطير بودن علت و كيفيت و كميت حالت امتلاء دارد . بسيار اتفاق مىافتد كه مراعات دقيق بهداشت انسان را از رگ زدن عادتى در وقتهاى تعيين شده بىنياز مىسازد . گاهى اتفاق مىافتد كه شخص به تخليه نياز دارد ولى بازدارندهاى دستاندركار است و تخليه ميسر نيست . در چنين حالتى چارهاى جز روزه گرفتن و خواب وجود ندارد و سوء مزاج ناشى از امتلاء بايد چارهجوئى شود . برخى از تخليهها براى احتياط و بعنوان محكمكارى انجام مىگيرد ، مانند مورد كسانى كه در وقت معين بويژه در فصل بهار بيمارى نقرس يا صرع و مشابه آن بسراغشان مىآيد . در چنين موردى قبل از پيدايش بيمارى ، تخليه را بروشى انجام مىدهند كه با بيمارى ويژهء شخص تناسب دارد يعنى اين عمل را از طريق فصد يا اسهال انجام مىدهند . گاهى استعمال خارجى خشكىدهندهها و داروهاى خشككننده - همانطور كه در مورد بيماران استسقاء عمل مىشود - نوعى تخليه به حساب مىآيد « 229 » . برخى مواقع براى دفع يكى از خلطها بداروئى نياز داريم كه از حيث كيفيت با خلط مورد نظر همجنس است . مثلا
--> ( 229 ) - در زمان قديم از دو نوع داروى خشككننده ( آبگيرنده ) استفاده مىكردند كه يكى از آنها داروهاى جالى است كه شامل دفعكننده مواد لزج و آب از طريق غير پوستى بودهاند و نوع ديگر داروهاى مجفف ( دسى كانت ، اكسى كاتيو ، اكسيكاتور ) مىباشند كه استعمال خارجى آنها سبب دفع ترشحات از طريق جلد مىگردد .