أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
449
قانون ( فارسى )
كن بر اندامهاى مقابل فشار وارد كنى يا بوسيلهء حجامت و دواهاى پوستكن و شقكننده و بطور كلى بوسيله چيزهائى كه تا اندازهاى آزار مىرسانند آن را بيرون برانى « 227 » . موادى كه در رگها هستند آسانتر از هر مادهاى كه در جاهاى ديگر مىباشد تخليه مىگردند . ليكن موادى كه در اندامها و مفاصل هستند به سختى بيرون مىآيند و تخليه مىشوند . دراينمورد بايد حتما وسائلى را در تخليه به كار برد . پنجم - كسى كه مىخواهد تخليه انجام دهد نبايد غذاى زياد و خام كه بدون هضم به مزاج مىرسد ، بخورد و اگر از خوردن غذاى خام گزيرى نبود بايد بتدريج و اندكاندك خورده شود تا آنچه به بدن مىرسد خوب هضم گردد . اگر خلطهاى زائد باهم برابر باشند راه تخليهء آنها اختصاصا فصد ( رگ زدن ) است . اگر خلط زائد فقط از حيث كميت زياد باشد يا كيفيتش تباه گردد نبايد از طريق رگ زدن تخليه شود . هر تخليهاى كه به حد مفرط انجام گيرد غالبا تبى را در پى دارد . كسى كه بر اثر مرضى به اسهال عادت كرده باشد و بعد به قطع شدن اسهال گرفتار آيد ، چنانچه تخليه را تكرار كند غالبا از مرض اولى رهائى مىيابد . همانطور كه اگر كسى بر اثر قطع شدن چرك گوش يا قطع شدن خلم بينى دچار بندآمدگىهائى مىشود ، اگر چرك به گوش و خلم به بينى برگردد بيمارى بندآمدگى بر طرف مىگردد . بدان كه اگر بخشى از مادهء دفعى در اندام بماند بهتر و بىخطرتر از آن است كه همهء آن را به زور و يكباره بيرون برانى و كار را به جائى برسانى كه نيرو ناتوان گردد ، زيرا طبيعت غالبا خودش اين باقيمانده مختصر را مىگدازد . چنانچه خلطى در چنان وضعى است كه بايد حتما دفع شود و مىدانى كه در بيمار تحمل تخليهء همه آن وجود دارد و نيرو را به كلى از دست نمىدهد ، در سعى مفرط جهت دفع آن باك نداشته باش و حتى اگر تخليه منجر به غش كردن بيمار شود اين عمل بايد انجام گيرد . كسى كه داراى نيروى زياد است و در اندرونش خلطهاى زياد وجود دارد ، او را اندكاندك به تخليه وادار كن . اما اگر مادهء دفعى به زحمت بيرون آيد و در باقى ماندن مصر باشد ، چنانچه با خون آميخته باشد مانند حالت عرق النسا ، درد مزمن مفاصل ، سرطان ، گرى مزمن ، دملهاى مزمن ، بايد تخليه به صورت تدريجى و كمكم انجام گيرد . بدان كه اسهال از
--> ( 227 ) - نسخه انگليسى : « بعضى اوقات عوارض انحراف بدون تخيله را مىتوان با بانداژ كردن ، حجامت كردن و كاربرد داروهائى كه باعث ايجاد هيپرامى ( پرخونى ) مىشود تخفيف داد » .