أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
441
قانون ( فارسى )
باشد داروئى بر آن مىنهيم كه بازش دارد . اگر ورم در مراحل نهائى باشد داروى گدازنده و داروى بازدارنده را باهم مىآميزيم . اگر بيمارى سخت در مراحل اوليه باشد با داروهاى لطيف و معتدل به استقبال آن مىرويم و اگر در مراحل نهائى باشد در لطيف كردن آن زياده روى مىكنيم . اگر بيمارى مزمن باشد ، در سرآغاز پيدايش آن آنقدر كه در مراحل نهائى بيمارى نياز داريم به لطيف كردن آن نمىپردازيم . بسيارى از بيمارىهاى مزمن - جز تبهاى مزمن - با داروهاى لطيفكننده از بين مىروند . اگر ماده در تن بيمار به مقدار زياد وجود داشت و تن را برانگيخت از همان مراحل اول بايد به تخليه پرداخت و نبايد منتظر پخته شدن گرديد . اگر ماده به اعتدال بود نخست آن را پختگى مىبخشيم و بعد در تخليهاش مىكوشيم . شناسائى داروهاى ملايم براى مزاج اندامها برايت آسان است . هوا يكى از آنهاست و شايسته است كه از آن غفلت نورزى و بدانى كه آيا هوا به دارو كمك مىكند و يا به بيمارى ؟ مىگوئيم : در بيماريهائى كه خطرناك هستند ، تاخير در مداوا و يا تخفيف در آن ، روا داشتن عامل نابودى نيرو خواهند بود . در چنين وضعى نبايد دست روى دست گذاشت بلكه بايد از همان اول به معالجات قوى پرداخت . در بيماريهائى كه در آنها بيم خطر نمىرود مىتوان بتدريج از داروهاى سبك به داروهاى قوى رسيد . اگر تداوى سبك بهرهاى نداشت نبايد از راه راست خارج شوى ، زيرا تاثير دارو بتاخير مىافتد و مبادا راه نادرستى به روى كه زيانش جبرانپذير نيست . نبايد هر بيمارئى را تنها بوسيلهء يك دارو معالجه كنى . بايسته است كه دارو را تغيير دهى ، زيرا وقتى تن به يك دارو عادت مىكند تاثير دارو بر آن از بين مىرود . هر بدنى و بلكه هر اندامى از بدن گاهى ويژگىهائى دارد كه در مواقع ديگرى با آن يكى نيست . اگر گرهى در كار بيمار افتاد تو گرهگشاى باش و در بين بيمارى و مزاج ميانجيگرى كن و بردبار باش ، زيرا يا مزاج بر بيمارى غالب مىآيد و يا بيمارى خودنمائى مىكند . اگر بيمارى و درد و يا حالت درد مانند و يا عامل دردى نظير ضربه و افتادگى پيش آمد نخست درد را چاره كن و آن را آرامى بخش و اگر جهت اين كار به تخدير نياز داشتى از آن مگذر . مثلا خشخاش تخديركنندهء خوراكى است . اگر با اندام بسيار حساسى روبرو شدى چيزى را به خورد بيمار بده كه خون را بسيار غليظ گرداند مانند آش حبوبات كوبيده ، و اگر سودمند نبود سردكنندههائى نظير كاهو و مشابه آن به او بخوران . بدان كه كمك جستن از چيزهائى كه نيروهاى روانى و حيوانى را تقويت مىكنند مانند شادى و ديدار با مناظر خوشآيند و همنشينى با نشاطآورها براى بيمار بسيار نافع است . اگر بيمار با اشخاص محترم و مودب باشد و از آنها شرم كند بيهوده نيست و ممكن است از برخى چيزهاى زيانآور صرفنظر نمايد . سفر بيمار از شهرى بشهرى و از هوائى به هواى ديگر نيز از اين قبيل معالجات است .