أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
فهرست و مقدمه 47
قانون ( فارسى )
برقرار نمودند و در آنجا يك مدرسهء طبى داير شد كه در آن علم طب يونانى - كه حامل آن نسطوريان روم بودند - و طب هندى - كه از سواحل سند به آنجا راه يافت - آميخته شد . گندىشاپور يك بيمارستان و يك دانشكدهء پزشكى مهم داشت كه طرفدار ترجمهء متون پزشكى يونانى و احتمالا سنسكريت به فارسى ميانه و سريانى بود ، اما اين نظر را برخى مورخان اخير مورد پرسش قرار دادهاند . شايد درمانگاه كوچكى در آنجا وجود داشته كه در آن پزشكى يونانى - رومى را به كار مىبستند و نيز جايى براى مطالعهء كتب پزشكى بوده ، مانند آنچه در شهرهايى ديگر چون شوش وجود داشت . البته انحصار پزشكى اوليه در بغداد به نسطوريان بدين معنى بود كه طب ادعايى ايشان ، يعنى طب مبتنى بر متنهاى يونانى را بر شيوههاى رقيبان پزشكى ، يعنى پزشكى زرتشتيان و هندوان يا طب بومى عربستان ، برترى مىدادند . « 1 » تأثير گندىشاپور بر پزشكى اوليهء دورهء عباسيان ، نظر به نقش برجستهاى كه به خانوادهء بختيشوع داده شده بود ، آشكار است . دوازده عضو اين خاندان براى هشت نسل از نيمهء سدهء دوم تا نيمهء دوم سدهء پنجم ، پزشك و مشاور خلفا و غالبا بانى ترجمهء متنهاى پزشكى و نگارش رسالات جديد بودند . در 148 ق خليفه منصور كه دچار درد معده بود ، جرجيس بن جبرائيل بن بختيشوع ، سرپزشك و مؤلف كنّاشى به سريانى ، را از گندىشاپور به بغداد فراخواند . جرجيس سرانجام به گندىشاپور بازگشت و پس از 151 ق در آنجا درگذشت . اما پسرش در 171 ق به عنوان پزشك خليفه هارون الرشيد به بغداد فراخوانده شد و تا زمان مرگش در 185 ق در آنجا ماند . نسلهاى بعدى پزشكان خانوادهء بختيشوع در بغداد مقيم شدند . گفته شده كه شاپور بن سهل ، پزشك مسيحى دربار متوكل عباسى ، نيز پيش از آمدن به بغداد در گندىشاپور به كار پزشكى مشغول بود . « 2 » در اوايل خلافت عباسى توجه و علاقهمندى به آثار پزشكى و علمى فرهنگهاى قديمتر ، بهويژه يونانى ، معطوف گشت . اين امر بىشك به تشويق پزشكان مسيحى دربارى
--> ( 1 ) . فؤاد سزگين ، همان ، ص 5 - 241 و 72 - 257 ؛ ديميترى گوتاس ، تفكّر يونانى ، فرهنگ عربى ( نهضت ترجمهء كتابهاى يونانى به عربى در بغداد و جامعهء آغازين عباسى ( سدههاى دوم تا چهارم / هشتم تا دهم ) ، ترجمهء محمد سعيد حنائى كاشانى ، تهران : مركز نشر دانشگاهى ، 1381 ، ص 18 ، 187 ، 189 . ( 2 ) . فؤاد سزگين ، همان ، ص 281 ؛ احمد عيسى بك ، تاريخ بيمارستانها در اسلام ، ترجمهء نور اللّه كسائى ، مؤسسهء توسعه دانش و پژوهش ايران ، 1371 ، ج 1 ، ص 57 .