أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
328
قانون ( فارسى )
2 - ادرارى كه به حالت غليظ دفع مىشود و بعدا روشن مىگردد و مادهء غليظ آن جدا مىشود و تهنشست مىكند ، دليل بر آن است كه طبيعت بر ماده چيره شده است و آن را پخته است و چنانچه روشنى آن بيشتر ، تهنشين آن زيادتر و باشتابتر و تهگراى باشد نشانهء پخته شدن بيشتر است . 3 - ادرارى كه در حد وسط دو حالت اول و دوم قرار دارد اگر دوام يابد و در عين حال طبيعت نيرومند و نيرو پايدار باشد ، اميد مىرود كه به پخته شدن كامل برسد . ليكن اگر نيرو پابرجا نباشد بيم آن مىرود كه قبل از پخته شدن ، مرگ فرارسد و اگر چنين ادرارى دوام يافت و نشانههاى ترسناك روى نداد ، زنگ خطرى براى تائيد صداع ( سردرد ) است . زيرا در اين حالت دلالت بر برانگيخته شدن ( ثوران ) و بر وجود بادهاى بخارى است . ادرارى كه نخست رقيق و بعد منعقد مىشود و در اين كيفيت استمرار دارد بهتر از ادرارى است كه اكثر اوقات در منعقد شدن توقف مىكند . بسيار اتفاق مىافتد كه بر افتادن نيرو سبب غلظت و تيرگى ادرار است و از راندن طبيعت نيست . ادرارى كه شبيه آب است و بعدا نيز همانند آب باقى مىماند ، بديهى است كه ادرارى نارسا و بدون پختگى است . بهترين ادرار غليظ ، ادرارى است كه به آسانى بيرون مىريزد و بفراوانى جدائى مىپذيرد . اين نوع ادرار ، بيماران فالج و مشابه آن را شفا مىدهد . ادرار غليظى كه فراوان باشد و بتدريج رقيق شود ادرارى است مطلوب . اگر ادرار تيرهرنگ باشد و قطره قطره فروريزد و بعد از آن ادرار غليظى به مقدار زياد و يك دفعه خارج شود و آن را دفع كند و دفع ادرار براى بيمار بعد از دشوارى آسان شود ، در چنين حالتى غالبا بيمار شفا مىيابد و علت بر طرف مىشود ، خواه آن علت جزو تبهاى شديد باشد و خواه از ساير بيمارىهاى امتلائى ، و يا از نوع امتلائى باشد كه هنوز نشانههايش ظاهر نگشته است . چنين ادرارى بندرت ديده مىشود . ادرارى كه بطور مفرط غليظ و برنگ طبيعى باشد نشانهء آن است كه ادرار بد نيست و معلوم مىشود كه مواد را بسيار كم كرده است و آنها را بوسيله دفع آسان ، پخته گردانيده است . گاهى نيز اين نوع ادرار علامت تباهى است ، زيرا به لحاظ اينكه به زحمت بيرون مىريزد و مقدارش كم است معلوم مىشود كه خلطها زياد و نيرو ضعيف است . ادرارى كه غليظ و خوب است و در بحران بيمارىهاى طحال و تب نوبه ( مختلط ) مىآيد ، از آنجا كه انتظار سازگارى با طبيعت از آن نمىرود ، طبيعت در بيرون راندن آن دست به كار است .