أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
فهرست و مقدمه 41
قانون ( فارسى )
را در آن دخالتى نبوده است ، مانند علم تفسير . علوم بيگانه يا غير اسلامى نيز آن دسته از علوم است كه اصل تفكر از منطقهء ديگرى به جامعهء مسلمانان وارد شده و ايشان بعدها در ساخته و پرداخته كردن آن نقش فعال داشتهاند ، مانند علم منطق و فلسفه . اينگونه طبقهبندى را مىتوان در كتاب مفاتيح العلوم خوارزمى پى گرفت كه در دنبالهء بحث بدان خواهيم پرداخت . طبقهبندى چهارم : در اين طبقهبندى ، دانشها به علوم شرعى و غير شرعى تقسيم مىشوند : علوم شرعى ، شامل هر آن چيزى است كه از پيامبر اكرم ( ص ) و در ميان شيعه از ائمهء اطهار ( ع ) به ما رسيده است و خود به چهار قسمت ديگر تقسيم مىشود : اصول و فروع و مقدمات و متممات . اصول ، كتاب خداست و سنت رسول او و گفتار و كردار اصحاب پيامبر ( ص ) كه در شيعه ائمهء اطهار ( ع ) افزون بر پيامبر ( ص ) سرچشمههاى دريافت آموزههاى قرآن كريم و پيامبرند ، پس از آن ، اجماع امت ؛ مقصود از فروع ، علم فقه است . در مقدمات نيز به علومى كه براى فهم اصول مفيد و لازم باشند ، پرداخته خواهد شد ؛ مانند صرف و نحو و مجموعهاى از علوم ادبى . در متممات ، پارهاى از علوم مربوط به همان مقدمات مطرح هستند ، مانند شيوههاى قرائت و مخارج الحروف و از اين قبيل يا در علم تفسير ، علم به ناسخ و منسوخ و در فقه اصول فقه يا اطلاع از اخبار و احاديث و منازل رجال . علوم غير شرعى نيز در اينگونه طبقهبندى ، علوم عقلى محض هستند يا آنچه با اينگونه علوم در ارتباط است ، مانند رياضيات . طبقهبندى پنجم : در اين طبقهبندى ، علوم به عقلى و نقلى تقسيم مىشوند ؛ مقصود از علوم عقلى ، همان حكمت و فلسفه است و در علوم نقلى نيز به امور شرعى و فقهى و ديگر علوم مرتبط با آن پرداخته مىشود . « 1 » مىتوان گفت كه مسلمانان در تصنيف آثار خويش ، يكى از چند طبقهبندى پنجگانه را در نظر داشتهاند و گاه ممكن است يكى دو مورد از طبقهبندى فوق را با يكديگر آميخته باشند .
--> ( 1 ) . الشافعى ، الّلؤلؤ المنظوم فى مبادئ العلوم ، مصر ، مطبعة الحسينية ، ص 82 .