أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
297
قانون ( فارسى )
چه سريع باشد و چه بطئى ، حامل آن هرگز به استراحت و نشستن فكر نمىكند و دست از جابجا كردن برنمىدارد ، مگر آنكه اين شخص بسيار لاغر و ناتوان باشد كه ناچار بايد مكثى كند و بار را با زحمت ببرد و به كندى برگردد . اگر نيرو زياد و ابزار سربراه و نياز بيشتر از حد اعتدال باشد نبض سريع و بزرگ است و چنانچه نياز خيلى بيشتر باشد نبض درشت و سريع و متواتر مىشود و بدرازا مىزند . ولى در حقيقت بزرگى نبض بر اثر بازدارندههائى كه نبض را از خودنمائى و بالا آمدن مانع مىشوند بوجود مىآيد . مثلا سختى ابزار مانع خودنمائى نبض است . تراكم گوشت و ستبرى پوست مانع بالا آمدن آن مىباشد . اگر بدن لاغر باشد نبض به پهنا مىزند و سبب آن يا تهى بودن رگهاست كه در آن جدار بالائى رگ بر روى جدار پائين فروآمده و نبض را پهن كرده است و يا خود ابزار بسيار نرم است . سبب نبض متواتر يا ناتوانى است و يا بر اثر نياز به حركت زياد مىباشد . تفاوت در نبض به چند علت بستگى دارد : علت آن يا نيروئى است كه از لحاظ بزرگى به حد مورد نياز رسيده است ؛ يا سرماى سخت است كه از نياز كاسته است ؛ و يا به انتها رسيدن نيرو و نزديك شدن مرگ است . غم ، بيخوابى ، تخليه ، ضعف ، خلط بد ، ورزش بيش از اندازه ، حركت اخلاط ، رسيدن اخلاط به اندامهاى حساسى كه مجاور قلب قرار دارند و هر چيز گدازندهاى سبب ضعف نبض مىگردند . عوامل سختى نبض عبارتند از : خشكى جسم رگ ، كشيدگى زياد در رگ و سرماى شديد يخكننده . نبض نجارها نزديك به سخت بودن است ، زيرا در كار بسيار خسته مىشوند و اندامها را به سوى دفع طبيعت دراز مىكنند . عوامل نرم بودن نبض عبارتند از : رطوبتدهندههاى طبيعى مانند غذاهاى رطوبتبخش يا بيمارىهاى رطوبتآور مانند استسقاء و ليثياغورس و يا عواملى نظير شستشو و استحمام كه نه طبيعى هستند و نه بيمارى . علت اختلاف نبض در حالتى كه نيرو وجود دارد ، سنگينى ماده غذائى و يا خلط است و اگر نيرو ناتوان باشد اين اختلاف ناشى از علل زير است : 1 - آزار ديدن و خستگى بدن بر اثر بيمارى .