أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
294
قانون ( فارسى )
مانند امواجى است كه بطور متوالى مىآيند ، بالا مىروند و فرومىنشينند ؛ گاهى سريع و گاهى بطئى هستند . 3 - نبض كرمى : اين نبض شبيه خزيدن كرم است ، كوچك است و چنان در پى هم مىآيد كه انگار سريع است ولى سريع نيست . 4 - نبض مورچگى ( نملى ) : اين نبض بسيار كوچكتر از نبض كرمى است و تواتر بيشترى نسبت به آن دارد . ضربان نبض كرمى و مورچگى در حالت پهنا چندان تفاوتى ندارند و در اين حالت شايد نتوان آنها را از هم تميز داد ، ليكن در بالا آمدن و تقدم و تاخر تفاوتشان در نبضگيرى بيشتر احساس مىشود . 5 - نبض ارهاى ( اركى - منشارى ) : نبض ارهاى در اختلاف اجزاء ، در حالت بالا آمدن و پهنا و تقدم و تاخر به نبض موجى مىماند ، ولى نبض ارهاى سخت است و اجزايش در سختى اختلاف دارند . نبض ارهاى سريع ، متواتر و سخت است و اجزاى آن در زيادى انبساط ، سختى و نرمى مختلفند . 6 - نبض دمموشى : اين نبض بتدريج از كمى به زيادى تغيير مىكند و باز بتدريج به سوى كم برميگردد . نبض دمموشى شايد در بسيارى از نبضها و شايد هم در يك نبض روى دهد ، و ممكن است در اجزاء زياد يك نبض و يا فقط در يك جزء آن ديده شود . اختلاف در نبض دمموشى ممكن است از حيث درنگ و سرعت و تندى و آهستگى باشد ، ليكن اختلافش در بزرگ زدن آشكار است . 7 - نبض جوالدوزى ( مسلى ) : نبض جوالدوزى نبضى است كه آرامآرام از كمى به زيادى تغيير مىيابد و آرامآرام درست به حالت اول برميگردد ؛ نظير اين است كه دو دمموش در دو سر ستبر پيوستهاند و در آن ، دو سر باريك و بخش ميانى ستبر است . 8 - نبض دوضربانى : اطباء درباره اين نبض اختلافنظر دارند . برخى گويند كه اين نبض يك نبض است و به لحاظ پس و پيش افتادن اجزايش به دو نبض مىماند ؛ عدهاى برآنند كه دو نبض پىدرپى هستند و بهم مىرسند . در هر حال بين اين ضربان دوگانه زمان و مهلتى وجود ندارد تا باز و بستهشدنى در ميان باشد . هر نبضى كه در آن دو ضربان احساس شد نشايد حتما دو نبض باشد . اگر اين نظريه صحيح بود مىبايست نبضى كه انبساطش قطع مىشود و بازمىگردد دو نبض باشد . نبض دو ضربانى را در حالتى مىتوان دو نبض شمرد كه بعد از حركت اول انبساط يابد و برگردد و حالت انقباض به سوى ژرفا رود و بار ديگر باز شود . 9 - نبض فترتى : در اين نبض مهلت ( يا فترتى ) در وسط دو ضربان ( در نبض دو