أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

287

قانون ( فارسى )

جمله اول : نبض كه مشتمل بر نوزده فصل است . فصل اول - كلياتى دربارهء « نبض » مىگوئيم : نبض عبارت از حركت آوندهاى روح است و از انبساط و انقباضى تشكيل شده است تا روح را بوسيله نسيم خنك گرداند . راجع به نبض نظريات كلى و نظريات جزئى وجود دارد . نظريات جزئى دربارهء نبض بيمار ، در هر نوع بيمارى علىحده است و اين موضوع را در مبحث گفتار در زمينهء « بيمارىهاى جزئى » بيان خواهيم كرد . اينك راجع به نبض بطور كلى بحث مىكنيم . گوئيم : هر نبضى از دو حركت و دو آرامش تركيب شده است زيرا هر نبضى داراى انبساط و انقباضى است و بعد از هريك از اين دو حركت بايد آرامشى وجود داشته باشد ، چه هرگز يك حركت نمىتواند با حركت بعدى خود پيوستگى داشته باشد و هر حركتى خودبخود آغاز و انتهاى جداگانه‌اى دارد . اين مسئله را مىتوان در رشتهء علم طبيعى درك كرد . پس دانستى كه هر نبضى بعد از چهار بخش يعنى دو حركت و دو سكون كه به ترتيب عبارتند از : انبساط ، آرامش ، انقباض ، آرامش به نبض ديگر مىرسد . بسيارى از اطباء عقيده دارند كه انقباض هرگز احساس نمىشود و برخى برآنند كه حركت انقباض در نبض اندام نيرومند و اندام بزرگ و اندام سخت ، محسوس است . قواى شخص ، بزرگى اندام تنومند و مبارزهء اندام سخت ، اين حركت را كه كم‌تر از حركت انبساط است نيز آشكار مىسازد . عقيده دارند كه نبض شكم نيز به لحاظ اينكه مدت انبساط و انقباضش زياد است قابل احساس است . جالينوس فرمايد : « من مدتى از حركت انقباض بىخبر بودم ، بعدا همواره در نبض گرفتن دقت مىكردم تا اينكه چيزى را يافتم . بعد از مدتى يقين پيدا كردم كه هست و از آن ببعد درهائى از شناخت نبض بر من گشوده شدند . اگر كسى در اين زمينه مثل من تلاش كند ، به آنچه كه من فهميده‌ام او هم خواهد رسيد . » و اگر واقعيت چنين باشد كه مىگويند ، انقباض نبض در اكثر حالات محسوس نيست . علت اينكه در بين اندام‌ها ، رگ ساعد را جهت گرفتن نبض برگزيده‌اند سه وجه دارد :