أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
283
قانون ( فارسى )
گاهى باد سبب شكستگى يا كوفتگى در استخوان مىشود و دردى وجود ندارد و شايد فقط در عضو مجاور استخوان دردى حس شود . باد را از حركت اندامها مىتوان دريافت . بادى كه پيدا مىشود و به حركت مىافتد ، گاهى موضعى را بلند مىكند و گاهى فرومىنشاند و در نتيجه اختلاج « 71 » هائى حس مىشود . باد را بوسيله صدا نيز مىتوان شناخت . صداى حاصل يا از خود باد ناشى مىشود مانند قرقر شكم و چنانچه در طحال باشد وقتى آن را با انگشت فشار دهيم درد مىكند و يا اينكه بوسيله كوبيدن انگشت صدا مىكند ، همچنانكه با كوبيدن انگشت فرق بين استسقاى خيگى و طبلى را مىتوان تشخيص داد . بوسيله بسودن نيز مىتوان بادكردگى را از سلعه ( ورم زير پوست چه از نوع دمل و چه از نوع غده ) تشخيص داد زيرا اگر بادكردگى ( نفخه ) وجود داشته باشد با فشار انگشت كشيده مىشود و رطوبتى در جريان و حركت نيست و خلطى چسبنده هم وجود ندارد . بين نفخه و باد فرق گوهرى وجود ندارد و تنها تفاوت آنها در چگونگى حركت و ايستادن و پكر كردن است . فصل دهم - تشخيص ورمها ورمى كه عيان است چه حاجت به بيان دارد و با چشم مىتوان آن را ديد . 1 - ورم گرم : علامت ورم گرم درونى تب دائمى است . اگر اندامى كه ورم گرم دارد داراى حس نباشد ، سنگينى مىكند و اگر حساس باشد علاوه بر سنگينى ، درد تيركش دارد . از علائم ديگر آن آسيبى است كه به كنشهاى اندام مىرسد ، مثلا در اطراف آن اندام آماسكردگى پيدا مىشود به شرطى كه حس بدان راه يابد . 2 - ورم سرد : نشايد گفت كه ورم سرد حتما با درد همراه است . بيان نشانههاى كلى آن دشوار است . اگر بخواهيم شرح آن را تسهيل كنيم به گفتار ملالآورى نيازمنديم ، پس بهتر است اين موضوع را به گفتارهاى جزئى درباره هريك از اندامها احاله كنيم . ليكن راجع به آنها در اينجا همينقدر مىگوئيم كه :
--> ( 71 ) - اختلاج ، تكان خوردن و يا در اصطلاح پريدن و يا جهيدن عضوى از بدن را گويند ، مانند پريدن پلك چشم .