أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
274
قانون ( فارسى )
كه در زمان بزرگ شدن داراى مزاج سودائى خواهند بود . انبوهى مو در پيران گواه بر وجود مزاج سودائى است . 4 - علائم رنگ پوست : سپيدى پوست دليل بر نبودن خون و يا كمبود آن است و همراه سردمزاجى است . اگر سردمزاجى نباشد ، كمبود و يا نبودن خون همراه گرمى و خلط صفرائى است كه بر اثر آن رنگ پوست زرد مىگردد . سرخى رنگ پوست دليل بر زيادى خون است و گرمى مزاج را مىرساند . زردى و رنگ زرد مايل بسرخ دلالت بر گرمى زياد دارند ، ليكن زردى بيشتر دليلى بر وجود زهره ( مراره ) است و زردى همراه سرخى دليل خون و خون مرارى است . ممكن است در زردى پوست مرارى در كار نباشد و اين رنگ فقط دليل كمخونى باشد . اين حالت در بدن كسانى كه تازه از بيمارى برخاستهاند ديده مىشود . پژمردگى رنگ پوست و از زردى به سياهى زدن آن نشانهء اين است كه سردى شديد خون را كم كرده است و اين خون كم هم يخيده است ، در نتيجه زردى آن به سياهى زده است و رنگ را تغيير داده است . رنگ اسمر ( سياهى كه به زردى مىزند ) پوست دليل بر گرم مزاجى است . پوست داراى رنگ بادنجانى دليل بر سردمزاجى و خشكمزاجى است زيرا اين رنگ نتيجه سوداى خالص است . رنگ گچى مزاج سرد را مىرساند . رنگ بلغمى و سربى دليل بر سردى و ترمزاجى است كه با كمى سودائى مخلوط است ، زيرا چنين رنگى سفيد است و كمى به سبزى مىزند . سپيدى آن يا از رنگ بلغم است و يا از تر مزاجى است و سبزى آن از اين است كه خونى منعقد و سيهفام با بلغم آميخته است و به او رنگ سبز داده است . رنگ عاجى دليل آن است كه سردمزاجى ناشى از بلغم است و نيز كمى مراره موجود است . بسيار اتفاق مىافتد كه پوست بسبب كبد به زردى و سپيدى درمىآيد و بسبب طحال به زردى و سياهى مىگرايد و در بيمارى بواسير زرد و سبز مىگردد . اين علل هميشگى نيست و ممكن است در حالاتى متفاوت باشند . معاينه زبان و چشم : معاينه زبان جهت اطلاع بر حالات مزاجى رگهاى