أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

271

قانون ( فارسى )

موقعى كه بررسى زياد نكرده است و نمىداند كه چه عوارضى از اين بيمارىها در آتيه روى خواهد داد دربارهء اصلى بودن بيمارى حكم كند . بايد راجع به علائم بيمارىهائى كه ممكن است در اندام‌هاى مشترك با اندام دردمند پديد آيد از بيمار پرسش‌هائى به عمل آورد ، چه شايد اندام بيمار حساس نباشد و يا درد آشكارى نداشته باشد و يا عوارضى در كار نباشد . ليكن ممكن است كه حوادثى غير محسوس بر اندام روى آورد و بيمار از آن بى خبر باشد و فكر كند كه اين روىآوردهاى غير محسوس از آثار آن بيمارى دور است . در اين حالت فقط دانش آن طبيب است كه اصل را درمىيابد . بهتر آن است كه طبيب در زبان كنش‌ها دقت كند . اگر آن زيان‌ها سابقه دارند بايد حكم كند كه بيمارى مشترك است و بداند كه برخى از اندام‌ها ديرتر از اندام‌هاى ديگر بيمارىپذير هستند . در اكثر حالات ، سر از لحاظ بيمارى با معده مشترك است و عكس آن كمتر اتفاق مىافتد . اينك ما براى تو نشانه‌هاى مزاج اصلى و مزاج عرضى را بطور كلى شرح مىدهيم و آنچه ويژهء تك‌تك اندام‌هاست در جاى خود خواهد آمد . در زمينهء بيمارىهاى تركيبى هر آنچه آشكار است بوسيلهء حس درك مىشود و آنچه درونى است ، بجز بيمارىهاى امتلاء و سده و اورام و جدائىانداز را به زحمت مىتوان در يك گفتار عمومى حصر كرد . همچنين مشكل است كه بيمارى امتلاء و سده و ورم و جدائىانداز را دربارهء تك‌تك اندامها و در محدودهء يك گفتار آورد . پس بهتر آن است كه اين بحث‌ها را به گفتارهاى تفصيلى احاله نمائيم . فصل سوم - تشخيص حالات مزاجى شناسائى حالات مزاج مبتنى بر ده دستور است . 1 - بسودن ( لمس كردن ) : مقياس مزاج براى سرزمين‌هاى معتدل معلوم است . در معاينهء يك فرد او را بوسيلهء لمس معاينه مىكنند . اگر حالت شخص در اين لمس كردن با مقياس معتدل برابر باشد مزاج او را معتدل مىشمارند . اما اگر معاينه‌كننده خود معتدل المزاج باشد و در ضمن معاينه ، گرمى يا سردى و يا سختى و يا زبرى بيشتر از وضع طبيعى را حس كند و در پيدايش اين حالات تاثيرات خارجى مانند هوا ، شست‌وشو ، شنا و غيره در كار نباشند و زبرى يا نرمى را از حد لازم خارج كرده باشند ، چنين مزاجى نامعتدل معرفى مىگردد . از نرمى و زبرى و خشكى ناخن‌ها مىتوان به چگونگى مزاج پى برد آن هم به شرطى كه عوامل خارجى در كار نباشند . ليكن نتيجه‌گيرى از نرمى و سختى موقعى صحيح است كه گرمى و سردى در حال اعتدال باشند و گرنه بسيار ممكن است كه گرمى