أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
267
قانون ( فارسى )
كنشها : اگر كنشهاى اندام غير طبيعى باشند معلوم مىشود كه قواى آن را گزندى وارد شده است « 58 » و هرگاه قوا آسيب ببينند بيمارى بر اندام عارض مىشود . آسيب ديدن كنشها بر سه وجه ظاهر مىشود : الف - يا كنش اندام كاهش مىيابد ، مثلا چشم كمسو مىشود و آنگاه نزديك بين مىگردد و ديدنىها را چنان كه بايسته است نمىبيند . و يا اگر معده ناتوان گردد ، مواد را كمتر و دشوارتر و سستتر هضم مىنمايد . ب - يا اينكه اندام تغيير كنش مىدهد ، همچنانكه چشم چيزى مىبيند كه در واقع نيست و يا چنان نمىبيند كه هست و يا معده غذا را تباه مىگرداند و بدهضم مىشود . ج - يا اينكه اندام كنش خود را به كلى از دست مىدهد ، همچنانكه چشم ديگر بينائى ندارد و معده ديگر چيزى را هضم نمىكند . علائم تخليه و احتباس : اين علائم را به چند وجه مىتوان درك كرد : 1 - امتلاء غير طبيعى : مثلا در حالتى كه چيزى بايد دفع شود ، متوقف مىگردد . دفع ادرار و براز را مىتوان بعنوان مثالى در اين باب ذكر كرد . 2 - تخليهء غير طبيعى : اين نوع تخليه يا از گوهر اندام است و يا از آن نيست : تخليهاى كه از گوهر اندام است سه وجه دارد :
--> ( 58 ) - در كنترل فعاليتهاى اعضاى بدن دو عامل عمده يعنى سيستم عصبى بدن و غدد مترشحه داخلى داراى نقش اساسى مىباشند . دستگاه عصبى بدن تحريكات رسيده از اعضاى حسى گوناگون را دريافت كرده ، پس از تنظيم آنها در جهت كارى كه براى بدن لازم مىباشد آنها را درهم تلفيق مىكند و همآهنگ مىسازد . در انجام اعمال انعكاسى ، قوس انعكاسى با سه قسمت اصلى آنكه عبارت از بخش گيرنده ، بخش هدايتكننده و بخش اجراكننده مىباشد از اهميت ويژهاى برخوردار است . در حقيقت قسمت گيرنده تحريكات عصبى اوليه را مىگيرد و از راه سيستم هدايتكننده به بخش اجراكننده مىرساند . اگر در هريك از اين قسمتها اختلالى ايجاد شود - همانطور كه در قانون به آن اشاره شده است - كنش اندام غير طبيعى خواهد شد .