أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
فهرست و مقدمه 32
قانون ( فارسى )
كه متعلق به عبد الحكم بن عمرو ابن عبد اللّه بن صفوان بود « 1 » ؛ بيت ابن ابى ليلا كه عبد الرحمن بن ابى ليلا آن را ايجاد كرد . وى بيتى داشت كه در آن مصحفها قرار داده بود و در كنار آنجا قاريان قرآن حضور داشتند « 2 » ؛ و دار عبد اللّه اندلسى كه ساختمانى بود كه در اواخر سدهء دوم هجرى ابو عبد الرحمن عبد اللّه بن محمد بن هانى اندلسى از لغويّون ، براى كسانى كه از راههاى دور براى بهره گرفتن از دانش وى نزد او مىآمدند ، آماده كرده بود . « 3 » در آغاز سدهء چهارم هجرى كتابخانههاى عمومى عربى ظاهر شدند . دار العلمهايى كه در اين عصر پيدا شدند ، نخستين كتابخانههاى عمومى عربى بودند كه براساس وقف به وجود آمدند . دار العلم فاطميان ادامهء بيت الحكمه محسوب مىشود . در اين نهاد - كه در 395 ق الحاكم بامر اللّه ، خليفهء فاطمى مصر ، آن را در قاهره بنا نهاد - رياضيات و طبيعيات تدريس مىشد و كتابخانهاى با بيش از يك ميليون جلد كتاب داشت . « 4 » دار العلم موصل را نيز ابو القاسم جعفر بن محمّد حمدان موصلى شهّام برپا ساخت . اين دار العلم نخستين دار العلمى بود كه در آن كتبى از همهء رشتههاى علمى گردآورى شده بود . « 5 » در همين شهر در سدهء چهارم هجرى ، ابو على بن سوار كاتب ، كتابخانهاى ايجاد كرده بود كه به كتابخانهء ابن سوار معروف « 6 » شد . دار العلم شابور با 10 هزار تا 400 ، 10 جلد كتاب در بغداد از جمله مراكز مهم فرهنگى بهشمار مىآمد . شابور كه چند بار وزارت بهاء الدوله از آل بويه را بر عهده داشت ، به عنوان كاتب ، فرهنگى نسبتا غنى داشت و دانشمندان را گرامى مىداشت . « 7 » طرابلس ( در لبنان كنونى ) نيز در اواخر سدهء پنجم هجرى دار العلمى با 6 / 1 ميليون جلد كتاب داشت . از همان دورهاى كه ابو العلاء معرّى در آن مىزيست ، يعنى از اوايل سدهء پنجم هجرى ، به تأييد ذهبى كتابخانههاى زيادى براى استفادهء عموم وقف شده بودند . دار العلم طرابلس در سال 473 ق ، يعنى 24 سال پس از فوت ابو العلاء ، به دست ابو الحسن على بن محمد بن احمد جلال الملك قاضى و حاكم طرابلس ( م 492 ق ) ساخته شد . دار العلم
--> ( 1 ) . ابو الفرج اصفهانى ، الاغانى ، ج 4 ، قاهره ، 1323 ، ص 5 . ( 2 ) . ابن سعد ، طبقات كبير ، ج 6 ، ص 75 . ( 3 ) . كاظم مدير شانهچى ، كتاب و كتابخانه در اسلام ، مشهد : بنياد پژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى ، 1374 ، ص 9 - 98 . ( 4 ) . احمد امين ، ضحى الاسلام ، قاهره : النهضة المصريه ، 1962 ، ج 1 ، ص 200 - 198 . ( 5 ) . ابن نديم ، همان ، ص 139 . ( 6 ) . على رفيعى ( علا مرودشتى ) ، همان ، ص 41 . ( 7 ) . كاظم مدير شانهچى ، همان ، ص 100 .