أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
227
قانون ( فارسى )
به گوارائى آن اميدوار بود . ولى بايد بدانى كه آب تا موقعى كه آب است تمام اجزايش در لطافت و غلظت همانند و برابرند ، زيرا آب جسمى است بسيط و تركيب نيافته . عوارضى كه آب را غليظ مىگردانند از دو عامل منشاء مىگيرند : يكى تاثير حالت سرماى شديد بر آب است كه آن را غليظ و متراكم مىگرداند . و ديگر اجزاى بسيار ريز و خرد زيرزمينى است كه با آب آميخته و سبب غلظت آن گشته است ، زيرا ذرات خاكى از آنجا كه بسيار ريز و كم حجمند نمىتوانند التصاق اجزاى آب را بشكافند ، و از آن جدا شوند و تهنشين گردند و ناگزير معلق مىمانند و با گوهر آب هماغوش مىشوند و آن را غليظ مىگردانند . اگر آب را بجوشانيم ، از طرفى غلظتى را كه بر اثر سرما دريافت كرده است از خود مىراند و از سوى ديگر در اجزاى آنچنان تخلخلى روى مىدهد كه هيئت آن بسيار رقيقتر مىشود و التصاق اجزاى آن از هم مىپاشد و آنگاه ذرات غلظت بخش خاكى كه در آن محبوس هستند از قيد تراكم رهائى مىيابند و آزادانه سرازير و تهنشين مىگردند . وقتى اين ذرات تهنشين شدند ، آبى سره و نزديك به همان عنصر ساده باقى مىماند . آنچه در ضمن تبخير بر اثر جوشاندن ، از آب جدا مىشود با آنچه باقيمانده است همجنس است و از او دور نگشته است ، زيرا آبى كه از آميزههاى بيگانه رهائى مىيابد ، اجزاى باقىماندهاش در لطافت همآهنگ و قسمت بالارو بر بخش باقىمانده برترى ندارد . پس جوشاندن آب بواسطهء اينكه تاثير غلظت سردى را مىراند و آميزههاى خاكى را تهنشست مىدهد موجب مىگردد لطافت آن باقى بماند و از غلظت رهائى يابد . بگذار دليلى بياوريم : آب غليظ را مدت زيادى به حال خود بگذار ، مىبينى كه در اين مدت ، مقدار قابل توجهى از آن تهنشين نشده است . ليكن اگر آن را بجوشانى افزايش مقدار تهنشست را فورا مىبينى و درمىيابى كه علت اين پالايش جوشاندن است و اين رقت و صفا و سبكبارى بر اثر جوشيدن تحقق يافته است . بگذار نمونههائى از آب خوب و بد را ذكر كنيم : مگر نديدهاى كه اگر از آب درههاى بزرگ مانند رود جيحون و بخصوص در قسمتهاى پايين آن مشتى برداريم
--> - سختىهاى دائم آب غالبا بر اثر وجود سولفاتها ( آبهاى گچدار ) مىباشد كه موقع جوشاندن آب به صورت محلول درمىآيند . مجموعهء اين دو ، سختى كامل آب را بوجود مىآورد ( اغلب بر اثر تركيبات كلسيم و منيزيوم ) .