أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

فهرست و مقدمه 31

قانون ( فارسى )

اسلامى نيز رونق بسيارى يافت ؛ چنان‌كه در مدت كوتاهى تأليفات فراوان و مهمى در تمامى زمينه‌هاى معارف اسلامى فراهم گرديد . رشد روزافزون ترجمه و تأليف و انتقال مجموعهء كتاب‌هاى به غنيمت گرفته شده از سرزمين‌هاى فتح شده به جهان اسلام موجب افزايش كتاب در شهرهاى اسلامى و سبب پيدايش كتابخانه‌هاى كوچك و بزرگ در جهان اسلام گرديد . « 1 » تأسيس بيت الحكمه و كتابخانه‌ها با استقرار نظام نوبنياد اسلامى و تكامل درونى اين اجتماع ، تدريجا نهادهاى آموزشى به وجود آمد كه نقش برجسته‌اى در پرورش و گسترش علوم و فنون داشت . نخستين مركز مهمى كه به همين منظور تأسيس گرديد و بيشتر به فلسفه و علوم رياضى و طبيعى مىپرداخت ، بيت الحكمه نام داشت كه در بغداد ساخته شد . اين مركز كه به هزينهء خزانهء دولتى يا بيت المال اداره مىشد ، محل اجتماع دانشمندان و پژوهشگران و به‌ويژه مترجمان شايسته‌اى بود كه كتاب‌هاى علمى و فلسفى يونانى را به عربى ترجمه كردند . « 2 » از جمله كتابخانه‌هاى مشهور مانند بيت الحكمه ، « خزانة الحكمه » متعلق به على بن يحيى منجّم ( م 275 ق ) است . وى پسر يحيى بن منصور بود كه در بيت الحكمهء مأمون كار مىكرد . در خزانة الحكمه دانشمندان مىتوانستند ساكن شوند و براى آنها مقررى نيز تعيين كرده بودند . بنابراين ، از اين ديدگاه كتابخانهء مزبور به بيت الحكمه شبيه بود . خزانة الحكمهء ديگرى نيز توسط على بن يحيى براى فتح ابن خاقان گردآورى شد . فتح ، على بن يحيى را مأمور كرد كه كتابخانه‌اى از كتب نفيس براى او گرد آورد و وى براى او خزانةالحكمه‌اى ترتيب داد و شمارى از كتب شخصى خود را به آنجا منتقل ساخت . « 3 » بيت الحكمه‌ها و مانند آن ، تنها كتابخانه‌هايى نبودند كه دانشمندان در آنجا رفت و آمد مىكردند . در كنار آنها كتابخانه‌هاى خصوصى نيز وجود داشت ، مانند : دار القرى « 4 » كه متعلق به محمرة بن نوفل بود و سيوطى در تحقيقات خود به اين محل اشاره مىكند « 5 » ؛ بيت الجمحى

--> ( 1 ) . پيشين ، ص 4 - 43 . ( 2 ) . Encyclopedia of Islam , New Edition , S . V . " Bayt Al - Hikma " , ( by D . Sourdel ) . ( 3 ) . پيشين ، ص 140 - 127 . ( 4 ) . محمد محمدى ، فرهنگ ايرانى پيش از اسلام و آثار آن در تمدن اسلامى و ادبيات عربى ، تهران : انتشارات دانشگاه تهران ، بىتا ، ص 302 . ( 5 ) . جلال الدين سيوطى ، حسن المحاضرة ، ج 2 ، ص 185 .