أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
182
قانون ( فارسى )
5 - بيماريهائى نيز وجود دارند كه نام آنها از نام اولين كسى كه به ابتلاى آن بيمارى مشهور گشته است گرفته شده است مانند قرحه طيلانى كه به شخصى بنام طيلانس منسوب شده است . 6 - نام برخى از بيمارىها بشهرى كه آن بيمارى در آنجا بسيار اتفاق مىافتد منسوب مىشود مانند قرحهء بلخى . 7 - گاهى نيز به مشهورترين شخصى كه اين بيمارى را خوب معالجه كرده است نسبت داده مىشود ، مانند قرحهء سيروتى . 8 - يا اينكه نام آن از گوهر بيمارى و خود بيمارى گرفته شده است مانند تب و ورم . بنا بفرمودهء جالينوس بيمارىها چند وجه دارند : 1 - بيمارىهاى آشكار كه بوسيلهء حس شناخته مىشوند . 2 - بيمارىهاى نهفتهاى كه تشخيص آنها آسان است مانند درد معده و بيمارى شش . 3 - بيمارىهاى نهفتهاى كه به زحمت مىتوان آنها را تشخيص داد مانند آسيبديدگى كبد و مجارى شش . 4 - بيمارىهاى نهفتهاى كه فقط از راه تخمين مىتوان به آنها پى برد ، مانند آسيب ديدن مجارى ادرار . بيمارىهاى ويژهء يك اندام و بيمارىهاى مشترك بين اندامها نيز وجود دارد . اگر اندامى در بيمارى اندام ديگر شركت مىجويد عللى دارد بقرار زير : اول - يا اينكه دو اندام مشترك در يك بيمارى بطور طبيعى باهم پيوستگى دارند و ابزارى آن دو را بهم پيوند داده است مانند مغز و معده كه بوسيله پى باهم پيوندى دارند و همچنين زهدان و پستان كه وريدها آنها را بهم پيوستهاند . دوم - يا اينكه يكى از اندامها رهگذرى است به سوى ديگرى ، مانند هر دو بيخ رانها براى ورم ساق پا . سوم - و يا اينكه هر دو اندام باهم همسايه هستند مانند شش و مغز و بويژه اگر يكى از آن دو اندام شريك ، گرم و ناتوان باشد و از همسايه خود مواد زائد را دريافت نمايد ، مانند زير بغل نسبت به قلب . چهارم - يا اينكه يكى از آنها منشاء اضافى براى دومى است ، مانند حجاب نسبت به شش در حالت تنفس . پنجم - حالتى است كه يكى از آنها خدمتگزار ديگرى است ، مانند پى كه خدمتگزار مغز است .