أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
175
قانون ( فارسى )
كه در شريان واقع شود و مانع جوش خوردن آن گردد و خون از شريان بيرون جهد و به فضاى دربرگيرنده شريان راه يابد و اين فضا پر از خون شود بهطورى كه فضاى مزبور تحت فشار قرار گيرد و خون به مجراى خود در رگ برگردد آن را بيمارى « مادرخون » ( ام الدم ) « 13 » گويند . كسانى هستند كه هرگونه انفجار را در شريان ام الدم خوانند . و بايد بدانى كه همه اندامها تحمل از بين رفتن جزئى از خود را كه نوعى بيمارى گسستگىآور است ندارند ، مثلا اگر قلب به از بين رفتن جزء خود گرفتار آيد با مرگ روبرو مىشويم . ليكن اگر از بين رفتن جزء در غشاء و حجابها روى دهد آن را فتق مىنامند . اگر بيمارى در بين دو جزء از اندام مركبى راه يابد و جزئى را از جزء ديگر جدا سازد اما گسستگى در پيوستگى آن اندام متشابه الاجزاء ايجاد نشود آن را جدائى و بركندن ( خلع ) و از جاى دررفتن مىخوانند . اگر بيمارى عصبى را دربرگيرد و عصب بر اثر بيمارى از جاى در برود آن را انفكاك مىنامند . گاهى اتفاق مىافتد كه بيمارى گسستگىآور در مجارى پديد آيد و آنها را گشادتر سازد و يا در غير مجارى باشد و مجراهاى جديدى كه قبلا نبودهاند ايجاد كند . هر اندامى كه گسستگى و يا قرحهاى ناشى از بيمارى گسستگىآور در آن پديد آيد ، چنانچه اندام مزبور داراى مزاج خوب باشد و معتدل باشد ، به زودى بهبود مىيابد . اگر آن اندام به بدى مزاج مبتلا باشد شفا يافتنش به زمان زيادى نياز دارد ، بويژه در تن كسانى كه به بيمارى استسقاء و يا بدى قنيه « 14 » و يا جذام گرفتارند . اين را نيز بدان : قرحههائى كه در تابستان در تن پيدا مىشوند اگر مدت زيادى بمانند خوره ( آكله ) بر آنها روى مىآورد ( دير التيام مىيابند ) . در زمينهء بيمارىهاى گسستگىآور بحث مفصلترى هست كه آن را به كتب مفصلتر رجوع كردم و تو بعدا آن را مىيابى .
--> ( 13 ) - ام الدم - مادر خون ، آنوريسم ( Aneurysm ) عبارت از اتساع موضعى يكى از رگهاى خونى ( معمولا شريانها مانند آئورت ) است . آنوريسم بر چند نوع است كه عبارتند از : آنوريسم حقيقى ( A . verum ) - آنوريسم ديسكان ( A . dissecan ) - آنوريسم كاذب ( A . spurium ) و آنوريسم سرخرگى سياهرگى ( A . artteriovenose ) . ( 14 ) - سوء القنيه ( Cachenia ) يا نزارى عبارت از حالت اختلال اساسى در بدن ، سوء تغذيه و بدحالى عمومى است و علامت آن لاغرى مفرط ، پوست زردرنگ چروكيده و چشمان سنگين بىنور است .