أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
168
قانون ( فارسى )
اينك براى علت « 3 » بيمارى ، خود بيمارى و نشانه بيمارى و عارضهء آن مثالهائى مىآوريم : 1 - عفونت : عاملى است كه از آن بيمارى تب روى مىدهد و نشانه آن تشنگى و سردرد است . 2 - امتلاء آوندهاى سرازير بسوى چشم عاملى است كه بيمارى بند آمدن عنبيه را بوجود مىآورد و عارضهء آن از دست دادن نيروى ديد است . 3 - نزله ( سرماخوردگى شديد ) كه عامل بيمارى قرحه ريه ( زخم شش ) مىشود و روىآورد آن بيمارى سرخ شدن گونهها و انجذاب ( بركشيده شدن ) ناخنهاست . « 4 » عرض را باعتبار خودش كه « روىآورد » است و يا به مقياس از اين نظر كه بر يك بيمار روى آورده است « عرض » نام گذاشتهاند . عرض را رهنما ( دليل ) نيز ناميدهاند ، زيرا طبيب از مشاهدهء آن راه چگونگى بيمارى را مىيابد « 5 » . گاهى اتفاق مىافتد كه بيمارى موجب بيمارى گردد ، مانند بيمارى قولنج كه بيمارىهاى غش و يا فالج و يا صرع را بدنبال دارد . گاهى نيز پيش مىآيد كه عرض خودبخود سبب بيمارى شود ، مانند درد و آزار شديد در اندامى كه بسبب آن موادى بر اندام هجوم مىآورند و مايه ورم مىگردند . در برخى حالات عرض خودبخود مرض مىگردد ، مانند سردردى كه از تب پديد آمده است كه اگر مدت زيادى بپايد و بيمار را رها نكند خودبخود بيمارى مىشود . ممكن است اتفاق افتد كه يكى از آنها در سرشت خود و نسبت به آنچه پيش از آن و بعد از آن است هر سه حالت را به خود بگيرد يعنى هم عرض باشد و هم مرض و هم عامل بيمارى . مانند تب بيمارى سل كه براى بيمارى زخم ريه
--> ( 3 ) - علت ( Cause ) وقوع هر حالت يا موجب هر اثر را گويند . ( 4 ) - نسخهء انگليسى : مثال براى علت ( Cause ) ، فساد و عفونت ( Putrefaction ) است ، براى بيمارى ، مثال تبى است كه بدنبال عفونت مىآيد ، مثال در مورد علامت ( Symptom ) تشنگى و سردرد همراه تب است . مثال ديگرى براى علت ، پرخونى عروق چشم است ، مثال بيمارى ، بسته شدن مردمك يا تغيير شكل اين عضو مركب و مثال علامت ، كورى حاصل از آن است . مثال سوم در مورد علت ، نزلهء گرم ( زكام التهابى ) ، مثال براى بيمارى ، زخم ششها و مثال در مورد علامت ، سرخى گونهها و خم شدن ناخنهاست . ( 5 ) - نسخه انگليسى : برخى اوقات علامت ذهنى را علامت عينى نيز مىگويند . علامت هنگامى ذهنى است كه عمل ذهنيت از آن برآيد يا سواى حالت اساسى را شامل شود . علامت موقعى عينى است كه پزشك را در تشخيص بيمارى راهنمائى كند .