أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

161

قانون ( فارسى )

است « 251 » . اطباء همانطور كه معتقدند زادگاه مادهء اوليه اندام يا اجزاء اندام كبد است ، عقيده دارند كه زادگاه گوهر روح قلب است . هرگاه روح مورد بحث در مزاجى سازگار و متناسب خود آفرينش يافته باشد براى پذيرش قوه‌اى آمادگى دارد كه همه اندام‌ها را براى پذيرش ساير قواى نفسانى و غير نفسانى آماده مىسازد و قوه‌اى نفسانى بدون وجود اين قوه هرگز به روح و اندام‌ها راه نمىيابند . اگر قوهء نفسانى از اندامى رخت بربندد ولى اين قوه در آن باقى بماند ، آن اندام زنده مىماند . مگر نمىبينى كه اندام تخدير شده يا اندام فلج شده كه مزاجش به حالتى درآمده است كه حس و حركت قبول نمىكند ، يا راه‌بندانى بين اندام و مغز بوجود آمده است كه حس و حركت به پىهاى مربوط به آن اندام از جريان افتاده است ، اما باز قوهء حيات در آن باقى است و اندام زنده مانده است ؟ چنين اندامى با اندام مرده و از زندگى بريده بس متفاوت است . اندام مرده نيز بىحس و حركت است ليكن گنديدگى و تباهى نيز بر آن روى آورده است . در اينجاست كه اندام فلج شده با اندام مرده تفاوت آشكار دارد . پس در اندام فلج شده قوه‌اى موجود است كه هرگاه بازدارنده حس و حركت از بين رود حس و حركت به او بازمىگردند و او نيز به علت سلامت قوهء حياتى كه در بر دارد آمادهء پذيرش حس و حركت مىباشد . اين قوهء حياتى كه چنين آمادگى را به اندام‌ها مىبخشد نيروى تغذيه و مشابه آن نيست كه تا در آن باقى است زنده بماند و اگر از بين رفت نابود شود . گفتار ما دراين‌باره قوهء تغذيه را نيز شامل مىشود . شايد در برخى از اندام‌ها قوهء تغذيه كنش خود را از دست دهد و بااين‌حال آن اندام زنده بماند و شايد هم كنش نيروى تغذيه در اندام باقى بماند ولى اندام با مرگ روبرو شود . اگر نيروى دهنده به صرف اينكه غذادهنده است ، غذاگيرنده را حس و حركت مىبخشيد ، نباتات نيز داراى حس و حركت مىبودند . پس بايسته است كه آماده‌كننده براى پذيرش حس و حركت چيز ديگرى باشد و مزاج ويژه‌اى داشته باشد و اين نيرو همانا نيروى حيات است . اين نيرو نخستين نيروئى است كه بعد از آنكه روان از مواد لطيف ( امشاج ، آميزه ، منى مرد و زن به هم آميخته ) پديد آمد در آن بوجود مىآيد . به عقيدهء ارسطاطاليس حكيم نيز روح بوسيله اين نيرو است كه منشاء مادهء اوليه ( مادهء اوليهء اندام‌ها ) و منشاء نخستين نفس است و ساير نيروها از اين نفس نخستين پديد آمده‌اند . ليكن كنش اين قوا در نخستين مرحله از روح صادر نمىشود . همچنين بعقيده اطباء نيروى حس تا به جليديه ( جسم و اندام‌هاى انسان ) يا به زبان و غيره نرسيده باشد ، زادهء آن روح نفسانى نيست كه در مغز است .

--> ( 251 ) - به عقيدهء ابن سينا روح نيروئى ناشى از ماده است . روح مانند يك جسم مادى از بخش لطيف و بخارى اخلاط منشأ مىگيرد ، بوسيله عروق خونى حمل و توسط هوا تصفيه و سرد مىشود . روح ، بعنوان يك انرژى ، به صورت حرارت غريزى ظاهر مىشود .