أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

144

قانون ( فارسى )

زيرا خونى كه در وريد اجوف است چون از قلب هنوز زياد فاصله نگرفته است به پختگى خونى كه در شريان جارى است نرسيده است . فائدهء غشاء دوم آن است كه خون درون وريد را به نهايت پختگى مىرساند . دومين رگ از سه رگ نامبرده در قلب مىچرخد و در داخل آن منتشر مىشود و غذاى آن را تامين مىكند و اين حالت موقعى است كه وريد اجوف از طرف دهليز راست قلب به آن داخل شود . سومين رگ در جانداران و بويژه انسان به سوى طرف چپ قلب مىرود و پس از آن به مهره پنجم سينه مىگرود و بر مهره تكيه مىكند و در دنده‌هاى هشتگانه زيرين و در ماهيچه‌ها و ساير اعضاى پيوسته با آنها متفرق مىگردد . آنچه بعد از اين سه رگ از وريد اجوف ( فوقانى ) باقى مىماند ، وقتى ناحيه قلب را پشت سر گذاشت در قسمت‌هاى بالائى غشاى تقسيم‌كنندهء سينه ( غشاء مدياستن ) و قسمت‌هاى بالائى غلاف ( پريكارد ) و در گوشت شل و نرمى كه آن را « توثه » ( نسج غده‌اى ) مىنامند انشعابات مويرگى مىپراكند و وقتى به چنبر نزديك مىشود دو شاخه از آن جدا مىگردد و به حالت مورب به چنبر مىرسد كه هر قدر جلوتر مىروند از هم دور مىشوند . آنگاه هريك از اين دو شاخه دو بخش مىشود كه يكى از طرف راست استخوان سينه و ديگرى از طرف چپ آن سرازير مىشوند و در حنجره پايان مىيابند . هريك از اين شاخه‌ها در مسير خود انشعاباتى به داخل ماهيچه‌هاى بين دنده‌ها مىفرستد . انتهاى اين انشعابات با انتهاى رگ‌هائى كه در آن‌ها منتشر شده است بهم مىرسند . قسمتى از اين انشعابات به سوى ماهيچه‌هاى بخش بيرونى سينه مىرود و وقتى به غضروف خنجرى رسيد ، بخشى به طرف ماهيچه متراكم حركت دهندهء كتف مىرود و در آن پراكنده مىشود و بخش ديگر به زير ماهيچه‌هاى مستقيم مىخزد كه انشعاباتى در آنجا متفرق مىسازد و دنباله آنها به انشعابات وريد خاجى - كه ذكرش خواهد آمد - مىپيوندد . هريك از دو شاخه وريدى نامبرده كه در واقع دو قسمت شده است و به صورت يك زوج است ، به پنج قسمت تقسيم مىشود كه به قرار زير مىباشند . 1 - قسمتى در سينه متفرق مىشود و چهار دنده فوقانى را غذا مىدهد . 2 - بخشى جايگاه دو كتف را غذا مىدهد . 3 - قسمت سوم در ماهيچه‌هاى ژرفاى گردن جاى مىگيرد و غذاى آن ماهيچه‌ها را تامين مىكند . 4 - قسمت چهارم از سوراخ‌هاى شش مهره بالائى گردن مىگذرد و به سوى سر رهسپار مىگردد .