أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
125
قانون ( فارسى )
در كجروى است . پس چون جفت ششم مىبايست بطور مستقيم سرازير شود و اين عصب نيز بهرهاش در خط مستقيم بود جزو زوج ششم گرديد . و از آنجا كه عصب برگشته بالارو به تكيهگاهى استوار نياز داشت و اين تكيهگاه مىبايست همانند قرقرهاى باشد تا عصب بالارو بوسيله آن بچرخد و همچنين به عصب بالارو نزديك و هم به حالت مستقيم و سخت و نيرومند و هم صاف باشد ، براى چنين تكيهگاهى هيچچيز بهتر و مناسبتر از شريان بزرگ ( آئورت ) نيست . پس هرآنچه از اين بخشها از سوى چپ بالا مىآيد به شريان بزرگ برميخورد و بر او مىپيچد . و از آنجا كه شريان بزرگ مستقيم و ستبر است عصب براى پيچيدن به آن به پيوند محكمى بسيار نيازمند است . اما آنچه كه از اين بخشها از طرف راست بالا مىرود موقعى به شريان بزرگ مىرسد كه شريان به حالت ستبرى و راستى اول نيست ، زيرا انشعاباتى از او جدا شده است و به باريكى انجاميده است و چون به سوى زير بغل گرائيده است استقامت خود را از دست داده ، كجروى را در پيش گرفته است . پس چارهاى جز اين نبود كه عصب بالارو علاوه بر اينكه بر شريان تكيه مىكند ، بوسيله زردپىهائى نيز خود را بر آن محكم ببندد و تلافى حالت ستبرى و راستى از دست رفته را بنمايد . هدف از دور نمودن راه بخشهاى بالارو آن است كه اولا به تكيهگاه امن كه همان شريان است نزديك شوند و ثانيا با دور شدن از منشا ، از نيرومندى و سخت شدن استفاده كنند . در ميان بخشهاى بالارو از اين عصب ، نيرومندترين بخش همان است كه با همكارى انشعاباتى از اعصاب مددكار در دو طبقه از ماهيچههاى حنجره منتشر شدهاند . بعدا ساير بخشهاى اين عصب به طرف پائين مىآيند و انشعابات متعددى از آن جدا مىشود كه در غشاهاى حجاب ، سينه و ماهيچههاى آنها ، قلب ، شش و وريدها و شريانهاى موجود در آنجا پخش مىگردند و بقيه انشعابات كه باقى مىماند به حجاب وارد مىشود و بهمراه عصبى كه جزو جفت سوم است و پائين آمده است ، مشتركا در غشاهاى احشاء منتشر مىگردند تا سرانجام با رسيدن به استخوان پهن ( عضله پهن خاصرهاى ) پايان مىيابند . زوج هفتم « 189 » : منشاء اين زوج عصب مغزى مرز مشترك بين مغز و نخاع است . بيشترين بخش اين زوج عصب در ماهيچههاى حركتدهندهء زبان و ماهيچههاى مشترك ميان درقى و استخوان لامى منتشر مىشود و بقيه بخشهاى آن ممكن است در ماهيچههاى همجوار ماهيچههاى نامبرده در بالا وارد شوند ، ولى اين حالت هميشه روى نمىدهد . از آنجا كه هريك از اعصاب ديگر مكلف به انجام وظيفه ويژهاى است و از آنجا كه مناسب نبود در منشاء مذكور و يا در زير آن ، منافذ بسيارى باشند ، بهتر همين بود كه عصب
--> ( 189 ) - عصب زيرزبانى ( N . hypoglossus ) در تقسيمبندى جديد زوج دوازدهم از اعصاب دماغى بشمار مىرود .