أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

89

قانون ( فارسى )

و آن به ماهيچه‌ها مىرسد ، مىپيوندد ، و بوسيله آن گرايش يكنواخت لب به هر دو طرف انجام مىپذيرد . منشاء جزء چهارم ( عضله گونه‌اى بزرگ و كوچك ) كناره‌هاى گردن است و از نزديك هر دو گوش عبور مىكند و با اجزاى گونه مىپيوندد و حركت نمايانى به گونه مىدهد . در اين حالت لب به پيروى از گونه حركت مىكند . در برخى اشخاص اين جزء چهارم به بيخ گوش بسيار نزديك است و به گوش چسبيده است و آن را به حركت درمىآورد ( عضلات گوش ) . فصل هفتم - ماهيچه‌هاى لب همچنانكه ذكر كرديم ، لب در برخى از ماهيچه‌ها با گونه اشتراك دارد . ليكن ماهيچه‌هاى ويژه خود لب چهارتاست . دوتا از اين ماهيچه‌هاى ويژه لب از بالا و از طرف هر دو گونه به لب مىرسند و به نزديكى كنار لب مىچسبند ( بالابرنده لب بالا و عضله انيابى ) و دو ماهيچه ديگر در قسمت پائين قرار دارند ( عضله پائين‌برنده لب تحتانى و گوشه‌اى لب ) . وجود اين چهار ماهيچه براى حركات لب كافى است . اگر فقط يكى از آنها به تنهائى حركت كند ، لب را به سوى خود مىكشد و هرگاه دو ماهيچه در دو طرف با هم به حركت درآيند لب به هر دو جانب كشيده مىشود و به اين ترتيب لب مىتواند به هر چهار طرف خود حركت كند . بديهى است كه لب بجز اين چهار سوى نيازى به حركت ندارد و بنابراين چهار ماهيچه مذكور براى لب كافى هستند . انتهاى ماهيچه‌هائى كه لب و گونه در آنها مشترك هستند آن‌چنان با جسم لب درآميخته‌اند كه بوسيله حس نمىتوان آنها را ماهيچه‌هاى جدا از هم دانست ، زيرا لب اندامى است نرم و كاملا گوشتى و فاقد هرگونه استخوان . فصل هشتم - ماهيچه‌هاى بينى دو ماهيچه كوچك و قوى ( عضله گشادكننده و تنگ‌كننده بينى ) به هر دو طرف پره بينى چسبيده‌اند و ازاين‌روى كوچكند تا براى ماهيچه‌هاى ديگر كه جهت حركت اندام‌ها بيشتر مورد نيازند جاى تنگ نباشد ، زيرا اندام‌هائى مانند گونه و لب بيشتر از پره بينى به جنبش نيازمندند و در حركات دائمى و جنبش‌هاى پىدرپى ، كناره پره بينى به آنها نمىرسد و نشايد آنها را در تنگنا گذارد . اين ماهيچه‌ها از اين روى محكم آفرينش يافته‌اند تا با نيروى خود ، نداشتن استخوان را تلافى كنند . موضع اين دو ماهيچه از سوى گونه است و از همان ابتدا با تار گونه درآميخته‌اند . و بدانكه از اين روى از دو طرف گونه آمده‌اند كه حركت هر دو به سوى گونه است .