أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

56

قانون ( فارسى )

به نحوى است كه استخوان حركت نمىكند ، مانند دندان‌ها در حفره‌هاى دندانى فك . مفصل مد روز ( درزى شده ، دوخته ) مفصلى است كه در آن دو استخوان داراى بريدگىهاى دندانه مانند هستند و اين دندانه‌ها درهم داخل شده‌اند ، نظير قطعات مس كه در آهنگرى بر اثر تداخل دندانه‌ها بهم مىپيوندند و اين نوع بهم‌پيوستگى را مد روزى مىنامند يعنى در آن دو استخوان بهم دوخته شده‌اند مانند مفصل استخوان كاسه سر در آهيانه . مفصل چسبيده آن است كه دو استخوان در طول خود بهم چسبيده‌اند ، مانند مفصل بين دو استخوان ساعد . مفصل چسبيده‌اى نيز وجود دارد كه در آن دو استخوان در پهناى خود بهم چسبيده‌اند ، مانند مهره‌هاى زيرين پشت . يادآورى مىشود كه مهره‌هاى زيرين پشت داراى مفصل نامحكم مىباشند . فصل دوم - تشريح استخوان آهيانه « 80 » فائدهء مجموعه استخوان‌هاى كاسه سر در آن است كه مانند سپرى ، مخ را دربرگرفته ، آن را از آسيب و گزند حفاظت مىكند . اينكه آهيانه از استخوان‌هاى متعدد بهم‌پيوسته‌اى تشكيل شده است مبتنى بر دو حكمت است كه اولى معطوف به خود استخوان و دومى مربوط به محتواى آن است . حكمت اول : تشكيل استخوان‌هاى كاسه سر به صورت گروهى ، به دو منظور است : نخست آنكه اگر براى يك جزء آن شكستگى و يا فساد رخ دهد همهء آهيانه زيان نمىبيند ، چه اگر استخوان يكپارچه بود از آسيب محفوظ نمىماند . دوم اينكه كاسه سر به بخش‌هاى اسفنجى و متراكم ( متخلخل و منكاثف ) و نازكى و ستبرى نيازمند است و جمع اين اضداد در استخوان يك‌پارچه ممكن نيست . حكمت دوم در يكپارچه نبودن و گروهى بودن آن مربوط به انگيزه‌هائى است كه نه به خود استخوان بلكه به محل اتصال آنها مربوط است ، زيرا اولا بخاراتى كه از مغز برميخيزد از استخوان بدون منفذ نمىتواند عبور كند ، پس بايد گذرگاهى براى بخش تحليل رفتهء مغز كه بخارى است وجود داشته باشد و مغز بتواند پالايش يابد « 81 » . ثانيا تارهاى عصبى كه از مغز بيرون مىآيند و به اندام‌ها مىروند راه خروج داشته باشند . همچنين مغز و دو عضو ديگر در دو حالت ديگر مشتركا ذى نفعند : نخست اينكه رگ‌ها و شريان‌هائى كه به درون سر فرومىروند از درزهاى اجزاء استخوان‌هاى گروهى وارد مىشوند . دوم اينكه پردهء ستبر و سنگين بتواند در مرز بين اين اجزاى استخوانى وارد شود

--> ( 80 ) - نسخه انگليسى : استخوان جمجمه و اعمال آن . ( 81 ) - در قديم تصور مىشد كه ترشحات غده هيپوفيز از راه بينى خارج مىشود .