أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
36
قانون ( فارسى )
را شور « 54 » گرداند و بايد علت ديگرى وجود داشته باشد . شايد در فرموده جالينوس ، كلمه « يا » بمفهوم جدا كردن دو حالت نبوده است و به صورت « واو » وصل بين دو قسمت جمله به كار رفته است ( در عربى او بمعنى « يا » است كه شايد « و » بوده است ) و در اين صورت عبارت كامل مىشود . و - بلغم ترش : همانطور كه بلغم شيرين دو نوع است و علت شيرينى يا در خود آن و يا انگيزه خارجى است ، بلغم ترش نيز بر دو قسم است : ترشى آن يا بر اثر آميزش با سوداى ترش است ( كه بعدا دربارهء آن بحث مىكنيم ) و يا ترشى به خودى خود در آن پيدا شده است ، و آن به اين ترتيب است كه بلغم شيرين و يا بلغمى كه در مرحلهء شيرين شدن است ، نظير همان حالتى كه در مورد افشرههاى ديگر بر اثر جوشيدن پيش مىآيد ، بواسطه همين رويداد بعدا ترش مىگردد . ز - بلغم تلخگسى - شايد علت تلخى و گسى اين بلغم ، آميزش سوداى گس با آن باشد ، و شايد هم اين گسى و تلخى از آن سبب باشد كه به خودى خود بسيار سرد گرديده است . از انعقاد حالت آبكى آنكه در خشك شدن كمى بسوى خاكى گرايش يافته و در آن حالت ، گرمى رسائى نداشته است كه آن را بجوشاند تا ترش گردد و همچنين گرمى توانائى آن را نداشته است كه آن را پخته گرداند ، در نتيجه مزهاش به تلخى گسى تغيير يافته است . ح - بلغم زجاجى - بلغمى است غليظ و تند و در چسبندگى و سنگينى به شيشه گداختهاى مىماند . اين بلغم ممكن است ترش باشد و يا بىمزه و چنين به نظر مىرسد كه غليظ و بىمزهء اين بلغم خام باشد يا خام گردد . اين بلغم در ابتدا سرد بوده ، نگنديده است و با چيزى نياميخته ، به حالت خفگى باقىمانده و غليظ شده است و سردى آن بيشتر گشته است . اكنون روشن شد كه بلغم تباه از حيث مزه آن چهار قسم است : شور ، ترش ، تلخگس ، بىمزه . و از حيث شكل چهار نوع : آبكى ، زجاجى ، خلمى ، گچى . بلغم خام در ردهء بلغمهاى خلمى است . سوم - صفرا : صفرا به دو قسم طبيعى و ناطبيعى تقسيم مىشود : الف - صفراى طبيعى همان كف خون است كه رنگ آن سرخ است و مادهاى است سبك و تند ، و هر قدر گرمتر باشد بر سرخى رنگش افزوده مىشود . وقتى از جگر بوجود مىآيد دو بخش مىشود ، قسمتى از آن همراه خون مىرود و بخشى صاف شده ، به سوى كيسه صفرا
--> ( 54 ) - نسخه انگليسى : اختلاط مايع با بلغم نمىتواند آن را شور گرداند ، مگر عوامل ديگرى در آن سهيم باشند .