أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
34
قانون ( فارسى )
دوم - بلغم : بلغم دوگونه است : بلغم طبيعى و بلغم ناطبيعى بلغم طبيعى بلغمى است كه استعداد آن را دارد به خون تبديل شود ، زيرا كه اين ماده خودبخود خونى است كه هنوز خام و ناپخته است . مزهء اين بلغم شيرين است ؛ سردى مزاج آن زياد نيست و در حد سردى خون و صفرا است . بلغم ناطبيعى : گاهى اتفاق مىافتد كه بلغم طبيعى شيرين نيست ، بطورى كه وقتى خون طبيعى با آن مىآميزد مزه خود را از دست مىدهد . اين بلغم بيشتر بر اثر سرماخوردگى در آب دهان ( بزاق ) ديده مىشود و بعدا آن را شرح خواهم داد . 1 - به راى جالينوس ، طبيعت براى بلغم شيرين طبيعى اندامى را بعنوان جايگاه تخصيص نداده است كه بلغم در آن جاى گيرد ، در صورتى كه براى هر دو نوع خلط سودا و صفرا چنين قالبى آماده است و علتش اين است كه بلغم نامبرده به خون بسيار نزديك و مشابه آن است و همه اندامها به آن نيازمندند و بايستى در مجراى خون روان باشد . و ما گوئيم : نياز اندامها به اين بلغم مبتنى بر دو وجه است : وجه ضرورى و وجه انتفاعى . وجه ضرورى آن نيز دوگونه است : يكى آنكه بلغم به اندامها بايد نزديك باشد تا هرگاه اين اندامها از تحصيل مواد غذائى محروم شوند ( و آن در صورتى است كه معده از همكارى با بلغم مذكور بازمىماند و بر او تاثيرى نمىگذارد و در اين ميان عوارضى كه بر بلغم روى مىآورد ، بلغم با حرارت غريزى خود اندامها را تقويت مىكند ) آنگاه اندامها با نيروئى كه از حرارت غريزى بلغم كسب كردهاند بلغم را پخته مىگردانند و آنگاه بلغم به خون نيك تبديل مىشود و آمادگى هضم براى اندامها در او ايجاد مىگردد و اندامها از آن تغذيه مىكنند . اين عمل وقتى صورت مىپذيرد كه گرماى بلغم ، حرارت غريزى باشد و ليكن اگر اين گرمى غريزى نباشد و حرارت عرضى باشد نه تنها كار پختن و تبديل به خون كردن و قابل هضم و تغذيه گشتن براى اندامها صورت نمىگيرد ، بلكه آن حرارت عرضى و غير غريزى بلغم را متعفن و فاسد مىگرداند . اين وجه ضرورى كه مذكور افتاد با صفرا و سودا ارتباطى ندارد . آن دو درحالىكه حرارت عرضى بلغم را متعفن و تباه مىسازد ، صفرا و سوداء هر دو با بلغم سهيم مىگردند . كه حرارت عرضى بلغم را متعفن و تباه مىسازد ، صفرا و سوداء هر دو با بلغم سهيم مىگردند . دومين وجه ضرورى بلغم طبيعى آميزش آن با خون است كه بوسيله آن خون را براى تغذيه اندامهاى بلغمى آماده مىسازد . اينگونه اندامهاى بلغمىمزاج بايد از خونى تغذيه كنند كه به اندازهء معينى بلغم در بر دارد ، مانند مغز ، و اين براى صفرا و سودا موجود است .