أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

16

قانون ( فارسى )

يا صنف و يا نوع مزبور است و در آن‌ها وجود ندارد . 6 - سنجش و برآورد آنچه كه با حالات نفسانى شخص مخالف است . 7 - سنجش و برآورد يك عضو با آنچه كه مخالف آن است و در آن وجود ندارد . 8 - سنجش و برآورد حالت يك اندام با آنچه در او وجود دارد . « 36 » قسم اول : دربارهء اعتدال مزاج انسان و قياس آن با ساير موجودات : اعتدال مزاج در انسان عرضى است ( گوهرى نيست ) و حد معينى ندارد . ليكن اين امر عرضى در هر وضعى نمىتواند موجب اعتدال باشد بلكه داراى دو مرز افراط و تفريط است كه اگر از آن مرز خارج شود نمىتوان بر آن مزاج آدمى اطلاق كرد . قسم دوم : درباره اعتدالى كه كاملا در فاصله وسيعى بين دو مرز افراط و تفريط قرار گرفته است : اين مزاج معتدل در شخصى يافت مىشود كه در غايت اعتدال باشد و به صنفى تعلق داشته باشد كه در غايت اعتدال است و در سنى باشد كه در كمال نشو و نماست . اين اعتدال نيز همانطور

--> ( 36 ) - همانطور كه قبلا مذكور افتاد ، مزاج معتدل داراى هشت وجه مختلف است : اول - معتدل نوعى كه با خارج از نوع خود قياس گردد ، يعنى قياس مزاج انسان با ساير موجودات . دوم - معتدل نوعى به اين اعتبار كه با افراد همنوع قياس گردد ، مثل قياس مزاج يك شخص با معتدل‌ترين مزاج شخصى از نوع انسان . سوم - معتدل صنفى به اعتبار قياس مزاج كسى يا فردى خارج از صنف او ، يعنى قياس مزاج شخصى از سكنه يك اقليم نسبت به اقاليم ديگر . چهارم - معتدل صنفى به اعتبار قياس مزاج دو شخص از يك صنف نسبت به يكديگر و آن مزاجى است كه براى معتدل‌ترين شخص از اشخاص يك صنف باشد . پنجم - معتدل شخصى است بقياس اشخاصى كه غير او هستند و آن مزاحى است كه براى شخص معينى است تا تندرست باشد . ششم - معتدل شخصى است نسبت به احوال خود و آن مزاجى است كه اگر كسى داراى آن باشد در بهترين حال از احوال خود خواهد بود . هفتم - معتدل عضوى و آن مزاج يك عضو است نسبت به اعضاء ديگر . هشتم - معتدل عضوى نسبت به احوال خود در ذات خود و آن مزاجى است كه اگر عضوى داراى آن گردد بهترين حالات را خواهد داشت » ( كتاب قانونچه ، صفحات 2 و 3 ) .