أبو علي سينا ( مترجم : ملا فتح الله بن فخر الدين شيرازى )
56
كليات قانون ابن سينا ( فارسى )
بدماغ اذيت بدماغ مىرسد پس ازين جهات و بدين اسباب حركت فك اسفل اولى باشد و حركت فك اسفل بسه گونه بود يكى حركت فاتحه كه آن را حركت فاغره هم مىگويند كه دهان به آن حركت باز مىشود دوم حركت ساحقه و مديره سوم حركت مطبقه و حركت مطبقه باشاله فك اسفل بود كه آن را از زير به بالا كشند تا بفك اعلى منطبق گردد اما حركت فاتحه و فاغره بانزال آن بود كه او را به زير كشند تا از فك اعلى دور شود و دهن باز شود و اما حركت ساحقه كه خوابانيدن اشياى بود و آن به حركت آواره بود يعنى عضله مديده كه گاهى بجانب راس حركت مىكنند و گاهى بجانب چپ تا آنكه ممضوغ به حركت ماضغ در دهن مضغ يابد اما حركت مطبقه و آن دو عضله باشد مشبله كه ابتدا كرده است آن استخوان صوغ آنجا كه استخوان زوج بود تا مىرسد بفك اسفل و به دو طرف آن متصل مىشود تا به حركت تشنجى آن را از زير به بالا مىكشند و چون اين زوج از عضله مبدأ آن در غايت رطوبت باشد از جهت قرب بمبدأ دماغ و لينت آن موجب ضعف آن مىشود آن را ابتدا كردند از موضعى كه استخوان آن مانند طاقى بود و اين عصب آن طاق در راهى دراز درهم پيچيده بودند آن موجب درازى راه شود و درازى راه موجب صلابت آن عصب و بسبب آن صلابت قوى شود بر حمل و اشاله استخوان فك با وجود رخاوت آن و تخلخل او و خفت آن به نسبت با ديگر حيوانات و تحريك به اين دو عضله از براى قطع بود و بهش و كدم اما بلع از همه سختتر بود و او را حاجت باشد بمددى ديگرى و لهذا مدد مىكند اين زوج را زوجى ديگر از داخل فم كه در زير زباه متصل بفك اسفل مىشوند اگر قوى نشوند اين عضله هرآئينه از حركت فتح فم معين فتح آن انواع امراض كه در دماغى صادر شود از سرسام و صداع اما عضله فاغره چون مستقل طبعى در حركت فتح فم معين فتح باشد او را احتياج بآلات بسيار نبود بزوجى اكتفا كردند از عضله از هر طرف فردى كه ابتدا كرده است از زائده ابريه كه آن نتوى باشد كه در پس گوشت و متصل شده بمعطف فك آنجا كه فك بجانب ذقن مىكند و به آن استخوان متصل مىشود تا وقتىكه تقلص كند دهان باز شود و او را درين فعل هيچ معينى نبود و نبايد و اما حركت مضغ و آن هم به دو عضله بود كه هركدام از جانبى متصل شدهاند بفك اسفل او را حركت مختلف مىدهند و اين عضله ابتدا مىكند از وجنه و يك شعبه را بجانب صدغ مىفرستد و شعبه ديگر مبحث فك اسفل به خط مستقيم و شعبه ديگر متصل بخد بود و چون شعبه مختلف بود و از حركات مختلف صادر مىشود از مضغ و ديگر حركات پس درين حركات ماضغه خد را با فك اسفل شركت بود چنان كه دانسته شد از وجود عضله مثلثه فصل دهم در تشريح عضله سر بدانكه در سر دو حركت مىباشد يكى حركت خاصى دوم حركت شركى با پنج فقره از فقرات عنق و با آن فقرات حركات سر منتظم مىشود از ميل سر يا ميل رقبه و هركدام ازين دو حركت خاص و مشترك بر پنج قسم بود يكى حركت تنكسه بقدام دوم حركت منعطفه بخلف سوم حركت مائله بجانب راست چهارم حركت مائله بجانب چپ پنجم حركتى كه مركب باشد ازين حركات مختلفه و آن را حركت منقلبه مستديره گويند و هركدام ازين حركات را آلتى مىباشد كه به آن آلت اين حركت را بجاى آورند و آن آلت عضله باشد و اما عضله منتكسه مر راس را خاصة و آن دو عضله باشد كه از دو جانب مىآيند و هر دو تشبث كردهاند بليف خود از خلف الاذنين متصل بقص صدر و از قص صدر مرتفع مىشوند مانند دو مفصل چنان كه گويا يك عضله باشد و چون حركت كند يكى از ان عضله سر بآنجانب ميل كند و چون هر دو باهم حركت كنند بتقلص سر منتكس گردد متنكس اعتدال بجانب قدام اما عضله متنكسه راس با رقبه و آن دو عضله باشد كه ابتدا كردهاند از زير مرى و بفقرتين اولى و ثانيه ملتحم شدهاند و هرگاه كه جانب زير او كه تحت مرى بود نسخ كند به آن حركت سر متنكس گردد و بس و چون هر دو جانب آن از تحت مرى و جانب التحام بفقرتين تشنج كنند سر با گردن هر دو ميل بقدام كند و اگر جانب ملتحم بفقرتين تنها متشنج شود همين گردن ميل بقدام كند اما عضله مقلبه مر راس را بجانب خلف و آن چهار زوج باشد كه اين زوجها پنهانند در زير زوجهاى ديگر كه مذكور خواهند شد و از آن جمله زوجى چنداند كه از بالاى مفصل سر آمده است بجانب سناسن و اجنحه فقرات اولى و ثانيه آنچه نسبت فقره ثانيه آمده است منبت آن اعلاى وسط مؤخر راس بود و آنچه باجنحه فقرهء اولى آمده است منبت آن سه را سناسن بود و از آن جمله زوجى باشد كه اجنحه فقره اولى روئيده است و بسنسنه فقره ثانيه متصل است و از حركت اين زوج ميل سر بجانب خلف