أبو علي سينا ( مترجم : ملا فتح الله بن فخر الدين شيرازى )
46
كليات قانون ابن سينا ( فارسى )
از اسباب ضعف بسيار بود عصب او را قوى نكردند بلكه ضعيف ساختند تا بر ان ثقل متعدد نشود اما در فقره ثانيه چون اكثر اين محذوراتى كه در فقره اولى بود درو هم بود در امر مخرج عصب ازو هم همين نسبت ملاحظه كردند و مخرج عصب او را از جانب خلف نزديك به طرف عليا مائل بجانبين كردند و نيز چون عصب فقره اولى ضعيف بود و اجتماع ضعيفين از طريق ترتيب خلقت اعضا دور بود عصب فقره ثانيه را غليظ خلق كردند و اما احوال فقرات باقيه از قفا و عنق بدان طريق باشد كه بزوائد مفصلى با يكديگر مربوط مىباشند و اجنحه ايشان مضاعف باشد و سناسن ايشان قويه و مخرج اعصاب در ايشان به نصف دائره باشد در قدر مشترك ميان دو مفصل منقسم مىشود فصل نهم در تشريح فقرات صدر و فقرات صدر از فقرات ظهر مىگويند و عدد آن يازده بود بعد از فقرات عنق و اين فقرات را زوائد مفصلى و سناسن قويه و اجنحه عريضه باشد و آنچه محاذى قلب بود سناسن و اجنحه آن اغلظ و اقوى باشد از غير آن و چون اجزاى جسم ايشان پيشتر صرف اجنحه و سناسن شد زوائد مفصلى در ايشان كوتاه شد و فقره كه بر بالاى فقره دهم باشد از فقرات ظهر در ان فقره از جانب بالا فقر التقام بود و از زير لقم و آن زوايه مفصلى حد باشد كه بجانب تحت التقام مىنمايند و بجانب فوق فقر التقام دارند تا در آن لقم درآيد و منتهى بعاشر شوند به همين ترتيب و فقره عاشره را از هر طرف بجانب او لقم بود و او را از هر دو جانب تحت او را فقر التقام فقر باشد و حجاب حاجز به او متصل بود و زوائد مفصلى كه در زير عاشر بود جذبات او در جانب تحت او را فقر التقام باشد پس فقره عاشره خلاف اين باشد و اما فقره اثنا عشريه را سنسنه باشد غليظ و ليكن او را اجنحه نباشد از جهت آنكه اضلاع او را مانعاند از وجود اجنحه و سناسن فقرات ظهر بتمامه مائل باشند و منتكس بجانب چپ و آنچه در زير عاشر بود از فقرات سناسن او را ميل بجانب فوق باشند و سنسنه فقره عاشره ميل به هيچ طرف ندارد بلكه منتصب و مقبب ايستاده باشد مانند مركز و مجراى اعصاب و مخرج آن بعد از فقرات عنق در فقره عاليه مىافزايد و از سافله كم مىكنند تا بقفره عاشره كه مخرج عصب در جرم او بود به دائره تمام و همچنين فقرات و خنزرات قطن بسبب عظم جرم ايشان دائره مخرج اعصاب از جرم ايشان مخرج مىشود به دائره تامه يكى از جانب راست و ديگرى از جانب چپ همچنانكه دانسته شد كه هر فقره را از فقرات مخرج زوجى از اعصاب كردهاند چنان كه سى فقره را سى زوج و فردى از اعصاب مخرج شدهاند بعضى بنفسه و بعضى بشركت ديگرى فصل دهم در تشريح فقرات قطن چون حال فقرات قطن از پيش معلوم شده بود ايماى ديگر از براى زيادتى معرفت حال او كرده شد و عدد فقرات كمى پنج عدد است و اين فقرات در غايت غلظ و اعظماند و ايشان را سناسن قويه و اجنحه عريضه بود و زوائد مفصلى در ايشان آنچه از جانب اسفل بود عريض باشد تا مشابه باشد به اجنحه عريضه و اين فقرات با فقرات عجز مثل قاعده باشند فقرات را جميعا كه حامل مافوقاند و ناقل ما تحت و منبت اعصاب رجل باشند و همل عانه را همين فقرات كنند فصل يازدهم در تشريح فقرات عجز استخوانهاى فقره عجز ماننده باشد با سحراى فقره قطن در آنكه او را اجنحه عراض باشد و در غايت انهام باشند و مخرج در ايشان در حاق وسط نباشد بلكه بعضى مائل بجانب قدام باشند و بعضى مائل بجانب خلف باشند تا مزاحمت نيابند از مفصل ورك فصل دوازدهم در تشريح فقرات عصعص فقرات عصعص جسم چنداند كه ايشان بغضروفيه مائل باشند و عدد آن سه متصل با يكديگر و مخرج عصب ايشان از قدر مشترك باشد همچنانكه در فقرات عنق و در او از زوائد مفصلى چيزى نباشد و نه از سناسن و نه از اجنحه و در آخر او فردى عصب روئيده تا آنكه عدد اعصاب سى و هفت زوج و فردى باشد هفت زوج از دماغ و سى زوج از فقرات صدر و قطن عصعص و عجز فصل سيزدهم كلامى باشد در محمل اعصاب مثل خاتمه آن و منافع صلب چون بر سبيل اجمال از احوال صلب كلمه چند گفته شده بود ضرورت شد كه بر سبيل تفصيل كلمه چند ديگر گفته شود از براى زيادتى در بصيرت چنان كه دانسته شود آنكه شكل فقار صلب را مستدير خلق كردند تا از قبول آفات دور باشد چرا كه اين شكل را مشابهتى با شكل كروى هست كه آن ابعد اشكال است از قبول آفات