أبو علي سينا ( مترجم : ملا فتح الله بن فخر الدين شيرازى )
248
كليات قانون ابن سينا ( فارسى )
آن را هديه شگرف داشته بردارد چون بمطالعه آن پرداخت كتابى نادر يافته بشناخت ديد كه ترجمه جزو اول نطق است از جمله پنج اجزاى قانون كه مصنف آن رشك ارسطو و افلاطون يونانيان سرآمد حكماى اسلاميان الشيخ الرئيس ابو على بن سينا آنها را بمقالات نام گذارد و دانست كه مترجم آن طبيبى باوقار و حكيمى نامدار از خاصگان و مقربان بارگاه سلطان جلال الدين محمد اكبر پادشاه هندوستان الحكيم الطبيب المتطيب الشيخ فتح اللّه بن فخر الدين الشيرازى است كه در سنه 1002 هجرى اين نفيس قانون طبابت نمت را بشرح و بسط تمام و فصاحت ما لا كلام به زبان پارسى ترجمه فرموده چون اين گوهر ناياب شاهوار بنظرش درآمد از ته دل دامن برچيده و آستين كشيده راست شد كه بعد ازين چشم جهانيان از آب و تاب جمالش كور بنشيند باز چون يك از ان پنج بود پيك تحبس در چارسوى عالم بل شش جهت جهان از براى تتمه چار يارش نيز بردوانيد تا مقاله مفردات و مركبات و معالجات و حميات نيز بدست افتد و اركانش همه مجموعه شود چندانكه پيك قدم پيش نهاد ناكام افتاد اگرچه گوش ازين آويزه آوازه پر است كه قانون را ترجمه فارسى خود همچو در است مگر چون بعضى از اطباء زمانه يكسر همزبان پيش او شهادت دادند كه اين اعجوبه شگرف بچشمكزنى دوران دزد جهل از ميان ربوده كه در نظر ما هنوز نيامد و ناچار از سعى بازماند و از دسترسى يكدست دست كشيده يكى نظر برين گنبد دوار فرمود كه مبادا درين تعلل امروز فردا اين پاره يك پنج هم از طبع بازماند چه ماها را بر گردش ليل و نهار اختيارى نيست و از بازى چرخ كجرفتار زنهار و فرصت وقت از دست دادن درستكارى و راستكردارى نه صواب آنست كه اين گلدستهء تازهبهار را بشبنم طبع تازگى داده بر راه نسيم شهرت بگزارد تا دماغ جهان و روح روان جهانيان از عطرش يكسر به قوت دانائى و حكمت پنجه در پنجه بقراط و جالينوس زند و هم ذريعه شگرف براى التماس به خدمت عام عالم و خاصة به حضرت ارباب علم بمرسد كه يا ايّها العلماء و الحكماء و الاطباء گوشه چشمى باشاعت علم كه امروز نه فرمان است نه ظل سلطان همين چشمش بر دستگيرى شما دارد عجب نباشد كه از پامردى خاصة هر چهار مقالات و مجلدات باقيه ازين ترجمه بهم رسد تا فيض آن بعامه و اصل گردد و بقاى علم تا نيام و نيكنامى دوام در ضمن آن حاصل شود للّه الحمد كه اين مجلد از جمله پنج كه از بهر چهار باقيه آن التماس رفته است به ماه چون سنه 1890 عيسوى مطابق ماه شوال المعظم سنه 1207 هجرى از حليه طبع پيراسته شد او تعالى هر همه را بفيض آن مستفيد سازاد و بدستيابى طبع به چهار مجلدات باقيه آن را مكمل گرداناد بمنه و كرمه -