أبو علي سينا ( مترجم : ملا فتح الله بن فخر الدين شيرازى )

239

كليات قانون ابن سينا ( فارسى )

سر و مقدم سر باشد از جهت آنكه محل حس مشترك باشد پس اگر در ان غور واقع شود از حجامت محل ضعيف مىشود و مضرت مدمن مىرسد و حس مشوش مىگردد ديگر بدانكه حجامت بر فقره قفا خليفهء فصد اكحل باشد و نفع مىدهد ثقل حاجبين را و جفن را سبك مىگرداند و نفع مىدهد جرب عين را و بخر فم را و اگر در زير بر نهند از نقره چنان كه در ميان شانه واقع شود آن حجامت بجاى فصد باسليق بود و نفع مىدهد وجع منكب را و حلق را و اگر در پس گوش نهند در هريك از ان الاخدعين گويند خليفه قيفال باشد و نفع مىدهد ارتعاش را كه در سر بود و آفت وجه و اسنان و اضراس و اذنين و عينين و انف و حلق اگر در قفاى سر بود حجامت آن مورث نسيان از جهت ضعف قوت حافظه و اگر در ميان مثانه واقع شود مضرت مىرساند بفم معده و گاه بود كه اگر بر اخدعين شود مورث رعشهء سر گردد پس بايد كه در زيرتر نهند مگر آنكه علاج نفث دم كنند و سعال كه در آنجا هم بايد كه در زير يا بر بالا نهند و مع هذا حجامت در كاهل و ميان دو كتف نافع بود امراض سينه را و ربوء دموى را اما معده را ضعيف مىكند و حجامتى كه بر ساق پا واقع شود مقارب فصد بود و تنقيه خون فصد خون كند و ادرار طمث كند ديگر بدانكه بعضى از زنان كه سفيدپوست باشند و رقيق الدم فصد ايشان مناسب بود الا حجامت ساق بجاى فصد صافن ديگر حجامتى كه بر قمحدوه واقع شود كه آن بلندى پس سر بود و در وسط هامه كه كله سر بود نفع مىكند اختلاط عقل را و دوار دموى را نگه مىدارد از سفيدى و ليكن اين حالت در جميع ابدان مستمر نبود بلكه در بعضى ابدان اسراع مىكند در موى سفيد شدن ديگر بدانكه نفع مىدهد امراض عين را از مثل جرب و بثور و موترج ليكن مضرت مىرساند بذهن و ايراث بلادت مىكند و نسيان و رداءت فكر و امراض مزمنه و ليكن مضرت مىرساند باصحاب نزول آب در عين كه در بعضى اوقات ديگر بدانكه حجامت در زير ذقن نفع مىدهد دندانها را و روى را و حلقوم و بوسر را و فكين را و حجامت بر قطن نافع بود از براى دملهايى كه بر آن باشد و جرب آن و بثور آن و از نقرس و از بواسير و داء الفيل و رياح مثانه و رحم و حكه پشت را فائده دهد ديگر بدانكه اگر حجامت به آتش بود با شرط با به غير شرط نفع مىكند به همان طريق كه گفته شد اما آنچه به شرط بود فعل او قوىتر بود در تحليل ريح سرد و استيصال از ان مكان و از هر مكانى كه اقرب بود به او و اما حجامت بر ران از جانب انسى نفع مىكند ورم خصيتين را و جراحات رانها را و ساقين را آنچه در زير زانو بود و آنچه بر رانها بود از جانب وحشى نفع مىدهد جراحات و دماميل السن را و در اسفل ركبه نفع مىدهد ضربان ركبه را وقتى كه از اخلاط حاره بود و از جراحات رديه و قروح عتيقه كه در ساق بود و رجل و آنچه بر كعبين بود نفع مىدهد احتباس طمث را و عرق النسا را و نقرس را ديگر بدانكه حجامت بىشرط گاهى آن را از براى جذب ماده مىكنند از جهت حركت ماده مثل وضع آن بر پستان از براى جنس نزف دم حيض و گاه باشد كه از براى ابراز ورم غائر بود كه از غور ان را بيرون آورند تا بعلاج نزديك شود و گاه باشد كه مراد از محجمه نقل ورم باشد از عضوى شريف بعضوى اخس كه در جوار آن بود و گاه باشد كه مراد تسخين و گرمى عضو باشد از براى جذب خون به آن موضع و تحليل رياح آن و گاه باشد كه از براى رد عضو بود بموضع طبيعى خودش كه آنجا زائل شده باشد همچنانكه در قيلت الماء و گاه باشد كه از براى تسكين وجع بود همچنانكه عارض سره مىشود در وجع قولنج و رياح بطن و اوجاع رحم كه عارض مىشود در وقت حركت حيض خاصة جوانان را و رگ از براى وجع عرق النساء و خون خلع و ما بين وركين كه نافع بود از براى ورك و فخذ و بواسير و صاحب قيلت و صاحبان نقرس و اما وضع محجمه مقعده جذب مىكند از جميع بدن و از سر و نفع مىدهد رودها را و شفا مىدهد حيض را و بواسير را و تخفيف مىيابد بدان سبب بدن هم ديگر بدانكه حجامتى كه با شرط بود در ان سه فائده باشد يكى از ان استفراغ ماده بود از نفس عضو دوم استبقاء جوهر روح بىآنكه از ان چيزى مستفرغ شود از اخلاط سوم ترك تعرض آن باعضاء رئيسه و استفراغ خلط از آنها و بايد كه در وقت شرط نيشتر را بعمق بزنند تا آنكه جذب از عمق بدن شود و گاه باشد كه ورم كند موضع التصاق محجمه و آن وقت برداشتن آن مشكل شود بايد كه فراگيرد آن را بخرقه يا اسفنجى كه آن را مبلول كرده باشند به آب نيمگرم مائل بحرارت و از براى تكميد به آن در حوالى آن اولا و اين وقتى باشد كه محجمه را بر نفس پستان نمىنهند و هرگاه كه موضع حجامت را جرب كنند بايد كه زود آن چربى از آن بردارند باز دو شرط كنند تا آنكه مسام منسد نگردد و باز بتدريج آن را از موضع قلع كنند و بمهلت و تانى ديگر بدانكه غذاء محتجم بايد كه بعد از ساعتى بود و بايد كه صبى را حجامت كنند در سال دوم و بعد از شصت سال حجامت نبايد كردن ديگر بدانكه حجامت كردن بر اعالى بدن آن باشد