أبو علي سينا ( مترجم : ملا فتح الله بن فخر الدين شيرازى )

16

كليات قانون ابن سينا ( فارسى )

رضاع و نقل كردن او را از ان فصل سوم در امراضى كه عارض مىشود صبيان را و علامات آن و معالجات آن فصل چهارم در تدبير اطفال تا وقتى كه بسن صبى برسد كه تصرف نمايند در تعديل اخلاق ايشان تعليم دوم در تدبير مشترك از براى بالغان و اطفال و در اين باب هفده فصل بود فصل اول در جمله قول در رياضت كه آن در باب حفظ صحت عمده باشد و رياضت حركتى باشد اختيارى كه آدمى را بدان ناچار باشد از تنفس اضطرارى فصل دوم در انواع رياضت عام مر جميع اعضا را از مثل دويدن و دوانيدن اسپ و گوى باختن و كشتى گرفتن و كباده سنگ و ميل برداشتن و امثال اينها و از رياضت خاص كه هر عضو را باشد از مثل پنجه زدن و قراءت كردن بخطهاى باريك و امثال در رياضت دست و جان و آواز و چشم و آواز خوش شنيدن از براى رياضت گوش فصل سوم در وقتى كه ابتداى رياضت بكنند تا وقتىكه رياضت را قطع بايد كردن فصل چهارم در انواع دلكها از دلك لين و خشن و دلك معتدل فصل پنجم در تدبير استحمام و ذكر حمامات فصل ششم در استحمام به آب سرد و خواص آن و مضرات آن و تدبير آن و وقت آن فصل هفتم در تدبير ماكولات و احتراز از اغذيه ردية الجوهر دوائى فصل هشتم در تدبير آب و شراب فصل نهم در تدبير خواب و بيدارى و بسبب خواب طبيعى و اسباب ضد آن از بيدارى فصل دهم در آنچه واجب باشد كه تاخيرات مبحث كنند ازين موضع از مثل امر جماع و تعديل آن و تدارك آن فصل يازدهم در تقويت اعضا ضعيف و فربه كردن آن و بزرگ ساختن فصل دوازدهم در اعيايى كه بعد از رياضت پيدا مىشود و اعيا ماندگى باشد از حركات و اعمال شاقه و اين اعيا بر چند نوع بود يكى از ان اعياى قروحى دوم اعياى ورمى باشد سوم اعياى تمددى باشد و اعياى قشفى باشد و امثال آن فصل سيزدهم در تدبير تمطى و تثاوب يعنى خميازه و دهن‌درك كه بواسطه بخار غير منهضم كه در عضلات سينه و پشت پديد آيد يا در عضلات فك اين دو حالت پديد آيد فصل چهاردهم در علاج اعياى رياضى كه در علاج كردن آن امان مىدهد از امراض بسيار بعد از ان علاج اعياى تمددى ورمى و اعياى قشفى و اعياى تعبى همين رياضى باشد فصل پانزدهم در احوال كه تابع اعيا مىشوند از مثل تكاثف و تخلخل و تيسبيس و ترطيب فصل شانزدهم در علاج اعياى كه حادث شود از نفس خود بىآنكه آن را آسيبى ظاهر شود و آن را تعين توان كردن كه از كدام قسم بود از اقسام اعيا فصل هفتدهم در تدبير بدنها كه مزاج ايشان روى باشند و از فضيلت دور باشند كه آن بسبب رداءت تدبير روى باشد يا در اصل خلقت تعليم سوم در تدبير احوال مشايخ كه ايشان پير شده‌اند و مزاجهاى ايشان ضعيف شده است و در اين مقصد شش فصل باشد فصل اول در قول كلى در تدبير مشايخ از ترتيب مزاج ايشان يا تسخين آن و طول مكث ايشان در فراش ايشان و اغذيه و استحمامات مناسب مزاج ايشان فصل دوم در تدبير ماكول ايشان كه واجب بود كه آن را مرتبه مرتبه دهند و بيك‌دفعه ندهند تا بتدريج هضم يابد و مدد قوت از ايشان منقطع نگردد فصل سوم در تدبير شراب دادن مشايخ را از شراب احمر كهنه فصل چهارم در تفتيح سده ايشان بجوارش و معاجين از فلافلى و فودنجى و مصطگى و امثال آنها فصل پنجم در تدبير دلك مشايخ كه اكثر آن معتدل بايد ميان قلت و كثرت و صلابت و لينت فصل ششم در تدبير مشايخ كه رياضت ايشان مختلف مىباشد بحسب احوال ايشان تعليم چهارم در تدبير كسانى كه كه مزاجهاى ايشان غير فاضل باشد و در اين باب پنج فصل باشد فصل اول در اصلاح كسى كه مزاج او را حرارت زيادت بود بافراط فصل دوم در تدبير مزاج انسانى كه مزاج انسان مائل شده باشد بجانب برودت بافراط فصل سوم در تدبير مزاج كسانى كه زود از حال خود متغير گردند و قبول امراض كنند فصل چهارم در تدبير آنكه كسى كه بدن او لاغر باشد و او را فربه كند فصل پنجم در تدبير كسى كه بدن او فربه باشد از حد و آن را لاغر بايد كردن تعليم پنجم در انتقالات از فصلى بفصلى ديگر از فصول اربعه سال از ربيع و صيف و خريف و شتا و اين تعليم مشتمل باشد بر فصلى و جمله فصل منفرد در تدبير انتقال از فصلى بفصلى ديگر چنان كه چون از فصل شتا بفصل خريف درآيد مبادرت نمايد بفصد و اسهال و اطعمهء نظيفه جيد الكيموس سريع الهضم جمله منفرد از تعليم پنجم و در ان هشت فصل باشد فصل اول در تدارك اعراض كه آنها منذر باشند بامراض از مانند حدوث خفقان دائمى و كابوس در شبها و دوار كه آنها را بازيافت كنند