أبو علي سينا ( مترجم : ملا فتح الله بن فخر الدين شيرازى )
13
كليات قانون ابن سينا ( فارسى )
يا حركتى عنيف يا مرطبى از داخل يا خارج يا انقلابى كه در عضو واقع شود فصل يازدهم در اسباب سوء المجاورة عضوى با عضوى ديگر بسبب منع مقاربت كه در ميان آن دو عضو مثل دو انگشت دست يا پا كه ثاليلى يا گوشتى زياده پديد شود يا تحجرى يا استرخائى و بدان سبب آن دو انگشت بحسب وضع از يكديگر دور مانند و به هم نزديك نتوانند شدن فصل دوازدهم در سوء المجاورة بمنع مباعدت كه آن دو عضو نزديك هم بمانند و از يكديگر دور نتوانند شدن بواسطه غلظى يا تحجرى يا ولادى باشد فصل سيزدهم در اسباب حركات غير طبيعت مثل رعشه و اختلاج و امثال اينها از مثل فواق بسبب فضول شحه يا سده كه واقع شود و ديگر اسباب فصل چهاردهم در اسباب زيادتى عظم و غدد بسبب كثرت ماده و شدت قوت جاذبه و اعانت دلك فصل پانزدهم در اسباب نقصان مقدار و عددهم بسبب قلت ماده و ضعف جاذبه فصل شانزدهم در اسباب تفرق اتصال يا از جانب داخل يا از خارج بسبب كثرت ماده و حركت آن و آنكه بحدتى كه دارد اكله حادث شود با از محرقى يا مرطبى يا ريحى ممد حادث گردد فصل هفتدهم در اسباب قرحه كه از ورمى باشد يا جراحتى فصل هشتدهم در اسباب ورم كه سبب آن حركت ماده باشد و ضعف عضو وسعت مجارى و امتلاى آن و حرارت مفرط كه موجب جذب ماده گردد فصل نوزدهم در اسباب وجع و درد كه آن خروج است از حالتى طبيعى بحالتى غير طبيعى دفعة يا احساس باشد بمنافى از ان حيثيت كه آن منافى باشد بسبب سوء مزاج مختلف يا تفرق كه در اتصال عضو واقع شود منفردا يا مجتمعا فصل بيستم در هر وجع و اصناف اوجاع از انهايى كه مشهورند از مثل وجع حكاك كه به آن خارش باشد ديگر وجع خشن ديگر ضاغط ديگر ممدد ديگر مفتح ديگر مكسر ديگر وجع رخو ديگر ثاقب ديگر مسلّى ديگر ضربانى ديگر ثقيل ديگر اعيائى ديگر لاذع كه مجموع آنها يازده قسم باشد و هر كدام را ازين اقسام سببى باشد چنان كه در محلش گفته شده فصل بيست و يكم در اسباب سكون وجع كه بواسطه قطع سبب وجع سكون وجع پديد شود چنانچه سبب دانسته شود فصل بيست و دوم در اسباب آنچه وجع موجب آن شود از مثل تحليل قوت و منع اعضا از اتيان بخواص آن و تسخين آن در بعضى اوقات و تبريد آن در بعضى ديگر فصل بيست و سوم در اسباب لذت از تعديل مزاج غير طبيعى دفعة و ديگر اتصال عضو منفصل باز دفعة چنان كه احساس كند بامر ملائم فصل بيست و چهارم در كيفيت ايلام از حركت كه در حركت تمدد رياض و فسخ باشد و اين جمله را تفرق اتصال لازم بود كه آن از اسباب موجعه باشد فصل بيست و پنجم در كيفيت ايلام اخلاط رديه كه سبب وجع شوند يا بواسطه رداءت كيفيت يا زيادتى در كميت و مقدار آن يا به اجتماع هر دو فصل بيست و ششم در كيفيت ايلام رياح كه باد و ريح احداث وجع مىكند و بواسطه تمدد كه در تجاويف عضو واقع شود از مثل معده و روده و طبقات عضو ذو طبقه فصل بيست و هفتم در اسباب تخمه و امتلا كه از خارج بود يا از داخل از مثل ترطيب بافراط از ماكولات و مشروب و اكثار در استحمامات بآبهاى عذب فصل بيست و هشتم در اسباب احتباس و استفراغ چنان كه در محلش گفته شده فصل بيست و نهم در اسباب ضعف از آنچه وارد بدن مىشود از سوء المزاج يا از بسيارى تحليل روح كه حامل قوت شود و كثرت يبوست يا مثل نزف دم و اسهال بدوام يا استفراغ ماده دفعة از مثل بطّ ورم يا كثرت حركت و تعب تعليم سوم و در ان يازده فصل باشد و دو جمله فصل اول در كلام كلى و در اعراض و دلائل و دلائل يا دلالت مىكند بر امرى حاضر همچنانكه سرعت و اختلاف كه دلالت مىكند بر تپ و نبض ممتلى يا نداوت كه دليلست بر عرقى كه خواهد شد يعنى بر امرى مستقبل يا نداوت يا خلو رگ و ضعف كه دلالت كند بر آنكه عرق شده است يعنى بر امرى گذشته كه حدوث عرق گذشته باشد فصل دوم در علامات فرق ميان امراضى كه خاص باشد بذات خود و امراض شركى و امراض خاصى آن بود كه عارض مىشود ابتداء و شركى آنكه بواسطه مرض عضوى ديگر مريض مىشود فصل سوم در علامات مزاجها از امزجه حاره و بارده و رطبه و يابسه كه باستدلال بامزجه كنند از ده جهت يكى از انها ملمس باشد كه بسودن دست و ملاقات عضو معلوم مىشود ديگر از وفور شحم و لحم سيمين باشد كه فربه باشند يا لاغر ديگر استدلال از شعر كنند كه موى بدن بسيار باشد يا كم يا قوى يا ضعيف يا سياه يا سفيد يا زرد يا سرخ ديگر استدلال از لون بدن كنند ديگر استدلال بر مزاج از هيئت اعضا كنند