أبو علي سينا ( مترجم : ملا فتح الله بن فخر الدين شيرازى )

11

كليات قانون ابن سينا ( فارسى )

و سرما و غم و هم و فزع و غضب و امثال اينها و اسباب سابقى آنست كه ميان آن و حالت بدن واسطه باشد و اسباب واصلى آنكه واسطه نباشد مثل عفونت با تپ و سابقى مثل امتلا كه سبب عفونت شود و عفونت سبب تپ و فعل سبب نيز ذاتى باشد مثل تسخين فرفيون و تبريد افيون و فعل عرضى برعكس آن مثل تسخين افيون و تبريد افربيون فصل دوم در هواى محيط بابدان مردم كه آن ركنى باشد از اركان بدن و سبب تنفس شود كه نفس موجب حيات است پس اگر اين هوا خالص باشد از مخالطت اجسام غريبه از مثل دود و گرد و غبار و احتباس در ميان چاهها و خانهاى خفه بىمنفذ يا مجاورت اشجار خبيثه يا مباقل رديه مثل انجير و كردكان و سير و پياز و بوى مردارها و آبهاى گنديده آن هواى خالص حافظ صحت حاصله باشد و بازآرنده صحت زائله و اگر متغير شود صفت آن متغير خواهد بود حكم آن و تغيرات هوا دو قسم باشد يكى طبيعى كه آن فصلى باشد دوم غير طبيعى كه آن مضاد باشد مثل هواى وباى و غير مضاد نيز باشد از اسباب ارضى كه آن شش است عرض بلد و وضع بلد و مجاورت بحار و مجاورت جبال و هبوب رياح و حال تربت كه آن مسكن باشد و سبب سماوى كه از كثرت درارى و كسوف شمس پديد آيد فصل سوم در طبائع فصول كه از تغيرات طبيعى باشد كه عارض هوا مىشود چنان كه هواى هر فصلى بطبع آن فصل باشد اگر فصل بطبيعت خود باقى باشد چنان كه اگر فصل ربيع را عارضه نباشد هواى آن گرم و تر باشد و تابستان گرم و خشك و خريف سرد و خشك و زمستان سرد و تر بقانون اطبا نه بطريق منجمان امراض آن هم بطبع آن فصل باشد فصل چهارم در احكام فصول و تغاير آن كه هر فصلى از فصول سال ايراث مرضى كند كه بطبع آن فصل باشد چنان كه در ربيع خون و امراض و موى غالب بود و در تابستان صفرا و امراض آن حادث گردد و در خريف سودا و امراض سوداوى از مثل ماليخوليا و در زمستان امراض بلغمى و بلغم بسيار گردد و چون مرضى حادث شود و در فصلى كه بطبع آن فصل باشد در فصلى كه مزاج آن بر ضد آن باشد بصلاح آيد فصل پنجم در هواى كه چند باشد يعنى از شوائب اجسام غريبه كه به آن مخلوط شده باشد ايمن باشد كه كسب صحت و ضبط آن به آن توان كردن فصل ششم در كيفيت هواها و مقتضيات فصول از فعل اهويه كه اگر هوا گرم باشد تحليل قوت دهد و ارخاى آن كند و اگر معتدل باشد لون سرخ كند و اگر بافراط گرم باشد لون را زرد كند چنانچه بتفصيل گفته شود ان شاء اللّه تعالى فصل هفتم در تركيب سنه يعنى فصلى مركب شود از مزاج دو فصل چنان كه ربيع گرم و تر باشد در اصل و چون شمالى گردد سرد و خشك گردد بواسطه كثرت رياح هبوب شمالى و آن را ربيع شمالى گويند و برين قياس باقى فصول چنان كه تفصيلش گفته خواهد شد ان شاء اللّه تعالى فصل هشتم در تاثير هواى كه متغير شده باشد از مجراى طبيعى خواه كه بسبب امور سماوى باشد و خواهى بواسطه اسباب ارضى باشد فصل نهم در تاثيرات تغيرات هوائيه كه ردى باشد و مضار طبيعت و آن بسبب تساوى باشد كه در جوهر هوا پديد آيد يا در كيفيت هوا اما آنچه در جوهر هوا بود همچنان باشد كه آب مستقعى كه در جاى ايستاده باشد و در ميان آن آب از علف و چوب و اجسام رديه بسيار افتاده باشند چنان كه جوهر آن آب متعفن شده باشد بواسطه اين مجاورات هوا نيز بواسطه انجره و ادخنه و نتن جيف متعفن گردد و اما آنچه در كيفيات هوا پديد آيد همچنان باشد كه هوا در گرمى و سردى بجاى رسيده باشد كه ابدان ناس در ان بضعف و فتور افتند و آن سبب انحراف مزاج گردد و فساد آن فصل دهم در موجبات رياح و خصوصيات آن و تاثيرات آن از رياح شمالى و جنوبى و مشرقى و مغربى فصل يازدهم در قول موجبات طبائع مساكن در شمالى و جنوبى و مشرقى و مغربى و مساكن مرتفعه و منخفضه و معتدله و رطبه و يابسه فصل دوازدهم در موجبات حركات و سكونات كه حركت و سكون را در بدن تغيرات هست از رهگذر قلت و كثرت و شدت و ضعف و سرعت و بطوء فصل سيزدهم در موجبات خواب و بيدارى كه خواب را شبيه دانسته‌اند به سكون و حركت را به بيدارى فصل چهاردهم در موجبات اعراض نفسانى كه آن را حركت نفسى گويند كه چون نفس را حركت شود يعنى عارضه شود او را از امور مناسبه يا منافيه كه او را از ان نفرتى يا رغبتى شود حرارت بدن با آن متحرك باشد از خارج به داخل در وقت ادراك موذى از داخل بخارج رود در وقت ادراك ملايم فصل پانزدهم در موجبات ماكول و مشروب كه در بدن آدمى فعل مىكند گاهى بكيفيت تنها اگر دواى