أبو علي سينا ( مترجم : ملا فتح الله بن فخر الدين شيرازى )

178

كليات قانون ابن سينا ( فارسى )

بيك انگشت از بالاى ناف و بط دور تر ناف به مقراضى كه زياده تيز نباشد بر دو محل قطع بكرد شادنج يا بمرهم آن در ركوبى بپيچند و طفل را در قماط بپيچند ديگر بعد از آنكه آن طفل در قماط پيچيده كنند بايد كه در اوائل حال بسيار نرم بربندند و همچنين روز بروز بتدريج در تصليب و ترطيب و استحكام در بستن افزايند و وقتى طفل حركت مىكند و بنياد آن شد كه دست و پاى خود را از بستن بكشد اندكى در بستن آن وثاقت طلب كنند تا موجب كج شدن دست و پاى طفل نشود اگر بيك‌بار حركت كند و دست بكشد يا پا بكشد يا در خود پيچد فصل دوم در تدبير شير دادن به اطفال و از شير بازكشيدن ايشان بدانكه چون طفل را در قماط پيچند و از آن حالت لمحه گذشته شد طفل را اندك خوابى مىشود بسبب كوفت راه كه از عدم بوجود آمده و از عالم غيب بعالم شهادت آمده است و از رحم بكنار آمده است و چون از خواب بيدار شود ميل خورش كند همچنانكه مقتضى طبيعت حيوان بود از براى ضرورت غذا و هيچ غذاى از براى چنين كس بهتر از شير نبود خصوص شير مادر از جهت آنكه مالوف شده است در شكم از خون حيض همان غذا بود كه از رحم بسبب شركت عروق آن خون در پستان ميل مىكند و در آنجا شير مىشود و ليكن چون درين اوقات نفاس آن شير را غلظى باشد بايد كه از آن باشند و از شير ديگرى چند روز به او بدهند اگر پسر باشد و شير كسى او را ندهند كه دختر را شير مىدهد زيرا كه شير دختر اگر به پسر دهند طبيعت آن پسر ميل بميل طبيعت دختران شود و اگر شير پسر به دختر دهند آن دختر بيك شوهر قانع نشود و پيوسته طلب التزام مردان كند و چون مزاج والده از كدورت خون نفاس بيرون آيد بايد كه هر صباح يك دو انگشت عسل لعق كند و گاهى كه خواهد او را شير دهد بايد كه سه چهار نوبت شير را از سر پستان بدوشد تا آنچه از صفرا بر آن بوده باشد پاك گردد و از آن صاف شود و بعد از آن پستان به دهان طفل نهد كه موجب راحت طفل شود روزى دو نوبت يا سه نوبت شير بدهند او را زياده از آن موجب زيادتى خلط شود و موجب حدوث امراض گردد و چون او را از شير مميز سازند او را بتنويم دارند به دو چيز يكى رياضتى كه به تحريك كه ارجوجه بود در گهواره دوم الحان موسيقى كه طبيعت به آن انسى باشد و اين هر دو موجب تقويت او مىشود اما بايد كه هم تحريك و هم تلحين هر دو برفق بود اختيار دايه و شرائط صفات او و اگر از شير مادر او را مانعى واقع شود و ناچار شود از اختيار دايه بايد كه دايه را اختيار كنند كه او را چند صفت بود در چند حالت يكى از آنها در سن او دوم در سحنه سوم در اخلاق او چهارم در شكل و هيئت پستان پنجم در قوام و لون شير او ششم در صفت سن او هفتم در صفت مولود او و هر گاه كه اين صفات را ملاحظه كرده باشى بايد كه از براى غذاء او اختيار نانى كنى از گندم پاك از شوائب و از خندروس كه از گندم رومى بود و از گوشت گوشت بره نر شيرخواره و از بزغاله و از انگور و از انجير تر و از كاهو و از ماهى تازه و از مغز بادام و از مغز فندق و از بقول حاره مثل جرجير و خردل و بادروج بايد كه محترز باشد كه موجب فساد شير مىشوند الا نعناع كه در آن افساد مثل باقيا نبود و آن را فساد هم خالى نبود و اما شرائط مرضعه از رهگذر سن او احسن با شان مرضعه آن بود كه ميان بيست و پنج سالگى بود تا سى و پنج سالگى كه اين جمله داخل سن شباب او بود و سن كمال صحت باشد و اما شرائط او از رهگذر تركيب او بايد كه لون صافى بود و گردن او بلند و قوى و هيئت و حركات او نشيط و تازه‌رو و خوش خلق و سينه فراخ و گوشت او سخت بود و در ميان فربهى و لاغرى باشد و هيچ‌كدام ازين دو صفت افراط نداشته باشد نه در قوت فربهى و نه در لاغرى لحمانى و شحمانى بود و اما در اخلاق او بايد كه خلق او خوش بود و لجاجت و خيرگى و تندخوئى در او نبود و در انفعالات نفسانى بطى الانفعال بود و از غضب و غم و هم دور بود و از جبن و بدانكه جميع اين حالات مغير مزاج شير مىباشد و بسيار وقت بود كه سرايت كند آن حالت مرضعه بر رضيعه و لهذا نهى فرموده است رسالت پناه صلى اللّه عليه و سلم از ارتضاع مرضعه مجنونه و ديگر آنكه تواند بودن كه بسبب سوء خلق نيكو متوجه تربيت و تدبير رضيعه نشود و به او ستمى و اذيتى رساند و آن موجب سوء مزاج صبى شود و اما هيئت پستان مرضعه بايد كه معتدل بود ميان عظم و صغر اما مائل بود بجانب عظم و متوسط بود ميان صلابت و لينت مائل بصلابت و اكتناز ديگر كيفيت شير او بايد كه شير مرضعه معتدل القوام بود در صلابت و لين و غلظ و رقت و قلت به كثرت و طعم آن مائل بود بحلاوت و از ديگر طعوم خالى بود مثل حموضت و حراقت و عفوصت و نموست و لون آن مائل باشد به بياض و از سواد و خضرت و صفرت و حمرت و از رايحه كريه و عفونت دور باشد و در آن از رغوت چيزى ظاهر نبود و در وقت