أبو علي سينا ( مترجم : ملا فتح الله بن فخر الدين شيرازى )
148
كليات قانون ابن سينا ( فارسى )
جنس مقدار مختلف بود در طول و مستوى بود در عرض و عمق و همچنين اگر در عرض بود از اختلاف گويند كه جنس مقدار مختلف بود در عرض و مستوى بود در طول و عمق و همچنين اگر اختلاف در عمق بود ميان اشراف و انخفاض با اعتدال گويند كه جنس مقدار مختلف بود در عمق و مستوى بود در طول و عرض و اگر از يك قطر زياده بود و در دو قطر بود گويند مختلف بود در جنس مقدار در طول و در عرض يا در طول و عمق و مستوى بود در طول يا آنكه در اقطار ثلاثه جميعا مختلف بود و گويند كه مختلف است در جنس مقدار مطلقا و در باقى اجناس اربعه مستوى بود يا گويند مختلف بود در جنس مقدار يا جنس حركت كه در سرعت تنها بود يا در بطوء تنها بود يا در اعتدال تنها بود بقياس جنس مقدار در اقطار ثلاثه يا در دو يا در سرعت و اعتدال يا در بطوء و اعتدال يا در بطوء و اعتدال يا در سرعت و بطوء و اعتدال هر سه پس هرگاه كه اختلاف در سرعت شود اختلاف در بطوء هم خواهد شد و هرگاه كه اختلاف در بطوء شود در سرعت هم خواهد شد و در اعتدال هم مىشود چراكه اختلاف در سرعت آن بود كه گاهى بطى شود يا معتدل شود در زمان حركت پس بطوء اگرچه به حال خود بود اما اگر هميشه سريع شود بطى نخواهد بود و بطى اگر هميشه بطى بود سريع نخواهد بود چراكه ايشان ضد آنند و با يكديگر جمع نمىشوند الا كه با معتدل كه هركدام از ايشان كه اختلاف يابند اختلاف ايشان اول باعتدال مىرسد بعد از ان بجانب ضد منتقل مىشود پس اختلاف در سرعت و بطو يا در سرعت و اعتدال يا بطوء يا اعتدال بحسب اعتبار متعدد مىشود اسناد بهر كدام و الا در حقيقت اختلاف هركدام از سرعت و بطوء و اعتدال مستلزم اختلاف در ان ديگر بود و همچنين بود حال سكون در تفاوت و تواتر و اعتدال ميان تواتر و تفاوت كه اختلاف بهر كدام مستلزم اختلاف در ان ديگر بود و بحسب اعتبار از يكديگر ممتاز مىشوند و اسناد اختلاف بيكى از آنها بدون ديگرى مثلا اگر اختلاف در تواتر بود چنين خواهد بود كه گاهى متواتر بود و گاهى متفاوت پس اختلاف در تفاوت هم باشد يا گاهى متواتر بود و گاهى معتدل ميان تواتر و تفاوت پس اختلاف در اعتدال هم باشد بسبب اختلاف در تواتر يا بسبب اختلاف در تفاوت و همچنين بود حال آن دو جنس ديگر كه جنس قوت و ضعف بود كه اختلاف در قوت يا با ضعف بود يا باعتدال و همچنين اختلاف واقع مىشود ميان ضعف با اعتدال پس باعتبار نسبت از يكديگر ممتاز مىشود و منسوب مىشوند بمختلف و جنس صلابت و اين را هم به اين اجناس اربعه قياس بايد كرد و اما اجناس باقيه از جنس ملمس و جنس خلو و امتلا درين مدت قصير كه دوازده دوره بود و يا بيست و چهار دوره بود اختلاف ايشان ظاهر نمىشود ازينجهت اختلاف را در ايشان نكردهاند و نسبت اختلاف را با اجناس خمسه كردهاند كه اختلاف ايشان درين مدت بسر ظاهر مىشود و آنچه اختلاف آن درين مدت دوازده دوره يا بيست و چهار دوره ظاهر نشود در آن اختلاف نيست و آن را مستوى مىگويند و اين مستوى اگر در جميع اجناس خمسه بود آن را مستوى مطلق مىگويند و اگر در بعضى باشد و در بعضى نباشد چنين كه در فلان جنس مستوى بود و در فلان جنس مختلف باشد و اين اختلاف را سه حالت باشد يكى آنكه اختلاف در نبضات واقع شود يعنى در قرعات از يك قرعه تا به دوازده قرعه يا بيست و چهار قرعه همه بر يك وتيره بود و از ان كم و زياده نباشد در مقدار در جنس مقدار و زمان در جنس حركت و سكون و قوت و ضعف در جنس قرع و نرمى و صلبى در جنس قوام پس آن را مستوى در نبضات يا قرعات گويند دوم آنكه استوا در قرعه واحد بود يعنى در تحت اصابع اربعه قرعه كه واقع مىشود بر يك نسق بود خواه در مقدار و خواه در حركت و خواه در سكون و خواه در قوت و ضعف و خواه در صلابت و لينت كه استوا در مقدار ان بود كه محاذات اصابع اربعه بيك وتيره بود در طول و عرض و اما در عمق در وقت غمز هم بتكرار غمز مختلف نشود اما در طول چنان كه اگر معتدل بود و قصير نرود و از طويل به اعتدال و قصر نيايد و از قصير به اعتدال و طول نرود در ادوار مذكوره اما در جنس حركت چنان كه در تحت اصابع اگر سريع بود در تحت جميع اصابع سريع بود و همچنانكه در قرعات همه سريع بود و اگر بطى بود همچنين در تحت جميع اصابع بطى بود همچنانكه در قرعات بطى بود در اعتدال هم همچنين در جميع اصابع اعتدال بود و همچنين بود در جنس سكون اگر در تحت اصابع جميعا يا متواتر بود يا متفاوت يا معتدل همچنانكه در نبضات متواتر مىبود يا متفاوت يا معتدل و در جنس قوت و ضعف هم برين قياس كه در تحت جميع اصابع قوى بود در استوى يا ضعيف يا معتدل و اما اختلاف در ضعف قوت اقل شرا بود از