أبو علي سينا ( مترجم : ملا فتح الله بن فخر الدين شيرازى )
104
كليات قانون ابن سينا ( فارسى )
شبهاى آن كه هر دو موجب هضم مىشوند و احتقاق مواد در باطن و احتياج در ان بسيار مىشود بتناول ملطفات و مقطعات و امراض زمستان بيشتر ان بلغمى بود و بلغم در ان فصل بسيار بود تا آنكه اگر قى كنند بلغم به قى مستفرغ مىشود و اگر ورم پيدا شود لون آن ورم در ان فصل مائل به بياض بود در اكثر امر و در ان فصل امراض زكام و نزله بسيار بود بواسطه غير هوا و بعد از زكام و نزله امراض ذات الجنب امراض ذات الريه حادث مىشود و بحه صوت و اوجاع حلق و پهلو و پشت و آفات عصب و حدوث مرض صداع بلكه صرع و سكته بسبب احتقان مواد بلغميه و مشايخ را درين فصل اذيت رسد و كسانى كه مزاج ايشان با ايشان نزديك بود و در بول رسوب بسيار بود به نسبت تابستان و اما فصل تابستان در آن فصل تحليل اخلاط بسيار مىشود و به آن ارواح هم بتحليل مىروند و بدين سبب قوى ضعيف مىشوند و طبيعت را عجز حاصل مىشود بسبب افراط تحليل روح و خون و بلغم كه خون و بلغم درين فصل كم مىشود و صفرا زياده مىگردد و در آخر اين فصل مره سودا زياده مىشود بسبب احتراق و تحليل لطيف و ابقاى غليظ و احتقان آن و كسانى كه مزاج ايشان سرد و تر بود و مشايخ درين فصل قوى الاحوال مىباشند و مردم گرممزاج را قوت كم مىشود و لون ايشان بزردى مائل مىگردد به سبب قلت بواسطه تحليل و غلبه صفراء از براى احاله و مدت امراض واقعه درين فصل قصير مىباشد از جهت سرعت نضج و تحليل و اگر از هواى سرد مددى به قوت برسد اسرع خواهد بود درين از امراض واقعه در ان و اگر قوت ضعيف باشد و از گرمى هوا او را عجزى حاصل شود ساقط شود و مريض بميراند و طبيعت تابستان اگر به يبوست مائل شود در ان امراض زود باصلاح آيد و اما اگر مائل شود به رطوبت در ان فصل امراض را طول پيدا مىشود و دير بصلاح آيد ازينجهت بود كه قروح رطبه در ان مائل باشد باكله و در ان فصل حدوث استقا هم مىشود بسبب مدد رطوبت ديگر حدوث زلق الامعاء و ديگر درين فصل بسبب اعانت رطوبت طبيعت نرم مىشود و گاه بود كه باسهال مائل شود خاصه كه نزله واقع شود و رطوبتى از فوق بجانب اسفل منحدر گردد اما امراض صيفى كه در گرما بيشتر واقع مىشود مثل تپ غب بود و تپ مطبقه و محترقه و ضمور بدن و اوجاع اذن در عدد حدوث بثره گرم مثل حمره لحم و ماشرى و حمره اما امراض ربيعى بيشتر از گرما حار رطب بود مثل تپها و در ان امراض حدت و تعب كمتر بود كه در ديگر فصول و خشونت هم نبود و حال ايشان نيكو بود در ان و عرق در ان تپها بسيار واقع شود خاصه در اوقات بحارين بسبب غلبه كيفيت حرارت و رطوبت كه حرارت تحليل مىكند و رطوبت ارخا مىكند و مسام هم درين وقت موسع باشد و اگر تابستان جنوبى شود يعنى گرم و تر گردد در ان هوا و با بسيار شود بسبب تضاعف گرما و قابليت ماده رطب و همچنين بسيار شود امراض حاره رطبه از مثل جدرى و حصبه و اما اگر تابستان شمالى بود در ان فصل صحت بسيار بود اما امر عصر هم بسيار بود و آن مورث سيلان مواد بود بسبب حرارت ظاهر و حرارت باطن و اگر باد سرد پديد شود در ان هوا موجب عصر و مورث نزله و زكام گردد و امثال اينها و اما تابستان اگر يابس بود نفع مىيابند از ان هوا كسانى كه مزاج ايشان به بلغم مائل بود و زنان و عارض مىشود درين فصل اصحاب امزجه صفراويه را رمد يابس و حميات حاده مزمنه بسيار شود و بسبب احتقان صفرا سودا بسيار مىشود و موجب حدوث امراض سوداوى مىگردد و اما فصل خريف در ان فصل امراض بسيار واقع مىشود بسبب بسيارى تردد و حركت مردم درين فصل خاصه در روز و حال آنكه روز گرم مىباشد و سكون ايشان در شب و شب سرد شود و ديگر سبب از براى حدوث امراض اكل فواكه بود و كثرت آن در ان فصل كه موجب فساد اخلاط مىشود ديگر سبب انحلال قوت بود بواسطه تقدم تابستانى كه محلل قوت بود و منى اخلاط و مخلخل بدن و رداءت ماكولات درين فصل واقع مىشود و تحليل لطيف و ايفاى كثيف و احتراق آن خاصه وقتى كه حركت كند طبيعت از براى دفع آن و برودت هوا آن را رد كند به خنق و همچنين اين فصل را ضديت بود با مزاج خون كه خون كم باشد و سودا بسيار بود بسبب مناسبت آن با سودا و ضديت آن با خون و اخلاط مرارى درين فصل بسيار بود چه از تكوين آن در تابستان چيزى باقى مىماند و در اكثر اوقات خريف هم بهم مىرسد و آنچه محترق مىشود از ان بسودا مستحيل مىشود و مترمد مىگردد چه در تابستان و چه درين فصل و اول و اول فصل خريف بود موافق بمزاج مشايخ و آخر آن مضر بود بمزاج ايشان مضرتى بسيار و اما امراض خريفى و آن مثل جذب مقشر بود و قوبا