حكيم ميسرى
مقدمه 5
دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى )
15 - دو پيكر باز چون دو يار در خواب * به يكديگر بپيچيده چو دولاب 16 - به پاى هر دو اندر خفته خرچنگ * تو گفتى بىروان گشتست و بىچنگ 17 - اسد در پيش خرچنگ ايستاده * كمان كردار دم بر سر نهاده 18 - چو عاشق كرده خونين هر دو ديده * ز فر بگشاده چون نار كفيده 19 - زن دوشيزه را دو خوشه در دست * ز سستى مانده بر جاى چون مست 20 - ترازو را همه رشته گسسته * دو پله مانده و شاهين شكسته 21 - درآورده بهم كژدم سر و دم * ز سستى همچو سرماخورده مردم 22 - كمانور را كمان در چنگ مانده * دو پاى آزرده دست از چنگ مانده 23 - بسره از تير او ايمن بهخفته * ميان سبزه و لاله نهفته 24 - ز ناگه بر بره تيرى گشاده * بره خسته ز تيرش اوفتاده 25 - فتاده آبكش را دلو در چاه * بمانده آبكش خيره چو گمراه 26 - بمانده ماهى از رفتن بناكام * تو گفتى ماهى است افتاده در دام 27 - فلك هر ساعتى سازى گرفتى * بسر آوردى دگرگونه شگفتى 28 - به مهره باختن چرخ سيهكار * تو گفتى حقهبازى بود پربار 29 - مشعبدوار چابكدست بودى * عجايبهاى گوناگون نمودى 30 - ز بس صورت كه پيدا كرد و بنمود * تو گفتى چرخ آن شب بلعجب بود 31 - نمود اندر شمال خويش تنين * بگرد قطب دنبالش چو پرچين 32 - غنوده از پس او خرس مهتر * چو بچه پيش او در خرس كهتر 33 - زنى ديگر به زنجيرى ببسته * به پيشش مرد بر زانو نشسته 34 - برابر كركسى پر برگشاده * دو پاى خويش بر تيرى نهاده 35 - جوانمردى بسان پاسبانى * به دست اندرش زرين طشت و خوانى 36 - دو ماهى راست چون دو خيك پر باد * يكى بط گردنش چون سرو آزاد 37 - يكى بىاسب همواره عناندار * يكى ديگر چو مارافساى با مار 38 - يكى بر كرسى سيمين نشسته * ستورى پيش او از بند رسته 39 - يكى بر كف سر ديوى نهاده * كلهدارى به پيشش ايستاده 40 - نمود اندر جنوبش تيرهجويى * ز بس پيچ و شكن چون جعد مويى 41 - به نزد جوى خرگوش گرازان * دو سگ در جستن خرگوش تازان 42 - ز بند ، آن هر دو سگ را برگشاده * كمردارى چو شاهى ايستاده 43 - يكى كشتى پر از رخشنده گوهر * مر او را كرده از ياقوت لنگر