حكيم ميسرى

پيشگفتار 19

دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى )

را بدست گرفته است و او را به صفات ، عاقل ، عادل ، شجاع ، ديندار ، نيكوعهد ، صادق القول ، بىطمع از مال مردمان ، مشفق بر رعيّت و منصف ستوده‌اند . در الكامل ابن اثير ضمن وقايع سال 377 سبكتكين به عقل و عفّت وجودت راى ، و صرامت توصيف شده است « 1 » . و نيز صاحب روضة الصفا چنين ستوده است : امير ناصر الدّين غلامى ترك‌نژاد و مملوك البتكين صاحب جيش خراسان مخصّص بفضل الهى ، آراسته به آيين سلطنت و پادشاهى ، روز كوشش چون شير همه عنف و بگاه بخشش چون ابر بر همه كرم ، هنگام داد چون آفتاب تابنده بر وضيع و شريف ، به همت چون دريا كه در دهش از كاهش نينديشد ، و در تهوّر مانند سيل كه از نشيب و فراز نپرهيزد و رأى او در ظلمت حوادث چون ستارهء راهنما و تيغ او در مفاصل اعدا چون قضا گره‌گشاى ، آثار نجابت و شهامت در شمايل او روشن و پيدا و دلايل يمن و سعادت در حركت و سكون او هويدا » « 2 » . صاحب طبقات ناصرى گويد : « امير سبكتين مردى عاقل و عادل و شجاع و ديندار ، نيكوعهد و صادق القول ، و بىطمع از مال مردمان ، و مشفق بر رعيّت و منصف بود و هرچه ولاة و امرا و ملوك از اوصاف حميده ببايد حق - تعالى - او را كرامت كرده بود » « 2 » . اتحاف كتاب در اوايل قدرت سبكتكين يعنى حدود سال 370 ه . ق . بوده است زيرا ميسرى ممدوح را به صفات ياد شده ستوده و شايستهء شهنشاهى و داشتن تخت زرين ( گَهِ زرين ) دانسته است : اگر مرد از خرد يابد همى گاه * شه ما بر جهان شايد شهنشاه ( 113 ) بهاى مرد اگر با دانش آيد * گَهِ زرّين سزاى شاه بايد ( 117 )

--> ( 1 ) - الكامل ابن اثير وقايع سال 387 . ( 2 ) - لغت‌نامه دهخدا ( بنقل از روضة الصفا و طبقات ناصرى ) .