حكيم ميسرى

پيشگفتار 10

دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى )

اگر وصفش كنم بسيار گردد * به چشم مردمان دشوار گردد و ليكن هرچه زو مىناگزيرست * زبان ما برو بر سخت چيرست ( 4363 تا 4371 ) در بيان نام داروها نيز به اختصارگويى خود اشاره كرده است : گرش يكسر همه نسخت گرفتى * گران گشتى گرش جمله بگفتى برين گفته مگر خود اختصارست * در آن ناگفته خود اندك بكارست ( 416 و 417 ) چون با روش حقنه موافق نيست براى احتراز از پرگويى كيفيّت حقنه را بكتاب استادان ديگر حواله مىكند : مگر من حقنه را نسخه نگردم * درين نامه به دو حيله نكردم ز كتب اوستادان باز جويش * پس آنكه دردمندان را به گوش ( 871 و 872 ) ميسرى سعى كرده كه داروها را بنامى كه در كتب پزشكى آمده است ياد كند تا كتابش علمى و مطابق روش استادان فن باشد . زيرا داروها در نواحى مختلف نامهاى مختلف دارد و اگر به نامهاى محلّى مىناميد ارزش علمى آن محدود مىشد . هرآن دارو كه معروفست بىشك * همه بنگارمش پيش تو يك‌يك بدان نامِ طبيبانش بخوانم * نگردانمش جز كوته نرانم ز بيم آنكه كانگه خام گردد * بنزد عاقلان بىنام گردد گرت رغبت بود خود راه جويى * بعلم آموختن بسيار پويى و گرنه گردد اين گفتار من باد * نيايد خود به كارت هيچ استاد ( 374 تا 378 ) وقتى كه زهرها را نام مىبرد ، نام پارسى بعضى از آنها را آورده و معرفى مىكند ؛ سپس مىانديشد كه مردمان نادان و بدكار ممكن است با شناختن سم‌ّها ، از اين زهرها براى از بين بردن انسانها استفاده كنند و در نتيجه دامن او هم به گناه آلوده گردد . لذا